ب شوهرم گفتن..اینو خونه ی ما نیار ازش بدمون میاد...از روز اولی ک عقد کردم همه ی خواهر شوهرام دست ب یکی کرده بودن و باهام حرف نمیزدن..عید دیدنی رفتیم ۷ دقیقه تبریک ب پدر و مادر شوهرم گفتیم طبق معمول خواهر شوهرام با غمزه پرونی رفتار کردن حتی پذیرایی هم نکردن ازم