قلبم سنگین ، دارم میرم طلاق بگیرم شوهرممعتاد ،فحاش، کتک بزن و رفیق باز ، خرجی نده، خرج خونه نکنه، بیرون نبره ،اجازه نمیداد خونه بابام بیام تنها چیز که داشت خوب ناز میکرد و قربون صدقه ام میرفت الان پنچ روز امدم خونه بابام حتی یک زنگ یا پیام نداده شب ها خیلی سخت میخوابم وقتی ام میخوابم همشش خواب شو میمیبنم دارم دیونه میشم نمیدونم دیگه چیکار کنم