شوهرمنم ۹سال ونیم بزرگتره
اما هم بهش گفتم هم خودش ب این نتیجه رسیده که
همه از کنارمون میرن
پدرمادرمیرن
بچه میره
زنو شوهرن ک برای هم میمونن
برای همین گوش میده
اما همیشه کاری میکنم ک حس کنه وجودش لازمه و بی اهمیت نیست
ینی حتی شده برای بازکردن قوطی رب ازش کمک میگیرم. ک حس مثبت داشته باشه.من همسراولشو نمیشناسم اما ناخوداگاه با ایشون مقایسه میشم
دیدمش اما اخلاقشو نمیدونم