2777
2789
عنوان

نویسندگی

75 بازدید | 2 پست

داستان قراداد آقای میمون با رستوران دهکده میخک

در دهکده میخک آقای خروس و خانم مرغ رستورانی داشتند که قدمت بسیار بالایی داشت و انواع غذاهای اصیل و جدید را در آن طبخ میکردند؛ کار رستوران سکه بود و حیوانات دهکده حداقل هفته ای یک بار به همراه خانواده یا دوستان، مشتری رستوران بودند یک روز آقای میمون که اولین بار بود به دهکده آمده بود برای ناهار به رستوران وارد شد و بعد از دیدن منو، استیک گوساله سفارش داد و تا آماده شدن سفارش توجهش به حیوانات دیگر جلب شد که با ولع بسیار لقمه های غذا را میبلعند

وقتی غذا را آوردند و اولین لقمه را خورد شگفت زده شد و خواست سرآشپز را ببیند خانم مرغ آمد و آقای میمون به او گفت تا بحال استیک به این خوشمزگی نخورده است و خانم مرغ گفت دستور غذاهای رستوران نسل به نسل به او رسیده  است و خیلی خوشحال است که با ذائقه آقای میمون جور در می آید

از آن به بعد آقای میمون خیلی به رستوران می آمد و انواع غذاها را سفارش می داد  یکروز دوباره خانم مرغ را صدا زد و گفت من چند ماهی هست که به این رستوران می آیم و دوست دارم که خوراک جوجه را امتحان کنم

خانم مرغ با شنیدن این حرف بسیار عصبانی شد و گفت شما هنوز نمی‌دانید که رستوران ها با توجه به اینکه سرآشپز چه حیوانی است غذا هایشان را انتخاب میکنند و اگر خوراک جوجه میل دارید باید به دهکده گندم بروید که سرآشپز سگ آنجا را می‌گردند

آقای میمون وقتی عصبانیت خانم مرغ را دید گفت قصد بدی نداشته و فقط چون هوس کرده بود چنین سفارشی داده است.


در واقع آقای میمون یک پژوهشگر بود که راجع به غذاها تحقیق می‌کرد و مطلب می نوشت و با معرفی دستور غذاهای مناطق مختلف به رستوران ها پول خوبی در می آورد اما تا به حال غذای هیچکدام از رستوران‌ها طعم و گرمی غذاهای خانم مرغ را نداشتند به همین دلیل بسیار مشتاق بود که به نحوی مقداری گوشت جوجه را به خانم مرغ بدهد تا او نحوه پخت و ادویه و سبزیجاتی که برای خوشمزه شدن این غذا نیاز بود را در اختیارش بگذارد

بنابراین با رستوران دهکده ی گندم تماس گرفت و مقداری گوشت جوجه سفارش داد و وقتی به دستش رسید جوجه ها را طوری برش داد که خانم مرغ متوجه نشود که گوشت کدام حیوان است

خانم مرغ  وقتی گوشتها را تحویل گرفت آنها را با انواع روش های پخت و ادویه های مختلف طبخ کرد و بهترین خوراک گوشت را به همراه روش پخت و ادویه‌های نهایی تحویل آقای میمون داد

آقای میمون خوشحال از اجرا شدن نقشه اش مقداری پول طبق قرارداد به خانم مرغ داد اما خانم مرغ گفت مایل است از این گوشتها برای رستوران خودش هم سفارش دهد و این خوراک به منوی غذاهای رستوران او هم اضافه شود ولی آقای میمون که می ترسید مشتری های رستوران طعم جوجه را تشخیص بدهند و قضیه لو برود گفت؛ گوشت این حیوان را از منطقه ای دور سفارش داده است و مقرون به صرفه نیست که در این دهکده طبخ شود و وقتی از رستوران خانم مرغ خارج شد با خوشحالی بسیار راهی رستوران دهکده ی گندم شد و دستور طلایی طبخ جوجه را به آقای سگ داد و پول خوبی به جیب زد.

چند روز بعد وقتی خانم مرغ روزنامه ها را  ورق میزد خبری توجهش را جلب کرد، در خبر آمده بود که خوراک جوجه ی رستوران سراشپز سگ فروش بسیار بالایی پیدا کرده است؛ خانم مرغ به آقای خروس گفت هر چند برای رستوران سرآشپز سگ خوشحالم اما برای از دست رفتن تعداد بیشتری از جوجه ها متاسفم و کاش هنوز هم هیچ کس آن دستور را کشف نکرده بود.

بازم خوبی رو انتخاب کن

قشنگ بود ولي بنظرم ميشد  بيشتر ازين هم توضيح بديد

الان ي جورايي دستور پخت خانم مرغ دزديدع شد؟

به دستان خدا خيره شدم معجزه كرد/ لطفا براي سلامتي من صلوات بفرستيد تشكر

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز