من گفتم. هر دفعه میومدن میگفتن بچمون چیزی نخوردی چیزی نمیخوره لاغر شده و یه چیزی میخرید یه قشقرقی به پا میکردن. تحمل کردم بعد یه بار دیدم تا چقدر بریزم تو خودم هی غذاهامو نشون میدادم میخوردن طرز تهیه میپرسیدن بعد میگفتن شوره یا ترشه درصورتی که واقعا نبود. یه بار که دوباره اومدن بگن عصبانی شدم گفتم نه شریکمید نه رفیقمید اینقدر سرتونو به زندگی من نکنید مگه من میگم چی خریدید چند خریدید چکار کردید. چی خوردید کجا رفتید دیگه بعد از اون بهتر شد
خیلی وقتا نباید از کنار چیزای کوچیک گذشت.