خانوما من امروزتاپییک زدم راجب برادرشوهرام ک چ رفتاری داشته باشم باهاشون خیلیا کمکم کردن ازتون ممنونم
من یه مشکل دیگه دارم ک مربوط میشه به زنداداشم
من فقط یه برادر دارم نه خواهری نه برادر دیگه ای جونم بهش بستس من اصلا از اون ادما نیستم که دخالتی کنم تو روابطشون ولی زن داداشم اصلا از من خوشش نمیاد دلیلشم نمیدونم همیشه بهش احترام گذاشتم ولی نمیدونم مشکلش بامن چیه چند روز پیش شوهرممنو اورد شهر خودمون خونه پدرم چن روز بمونم برادر اینامم اومدن پسرم دلش درد میکرد خیلی بی قراری میکرد اصن اروم نمیگرفت داداشم گفت حاضر شو بیا بریم خونه ما هم شاید تو ماشین اروم گرفت هم امشبو پیش ما باش من قبول نکردم ولی زن داداشم اصرار کرد ک چرا ما میایم خونه شما چند روز میمونیم ولی تو اصلا نمیای ماام دیگه نمیایم منم قبول کردم که برم رفتیم خونشون خودشو خیلی گرفته بود پسرم جیغ جیغ میکرد میگفت وای توروخدا ساکتش کن عصابمو خورد کرد داداشم گفت خب بچس نمیفهمه که عزیزم اونم گف نساجون حالا یه بچه داری اونقد خونه رو شلوغ کردی یکی دیگه بیاری میخاد چی بشه منم خیلی ناراحت شدم از رفتارش داداشم گف مریم جان شام چی برامون میپزی؟از اون مرغ خوشمزه هات نمیزاری برا خواهرشوهرت گفت ن اصلا حوصله ندارم برو از بیرون بخر خیلی دلم گرفت هروقت میان خونه ما منکلی بهش احترام میزارم چن نوع غذا و دسر وسالاد وضع داداشم خوبه اونجور نیس که بگید شاید وضع مالیشون خوب نیس زن داداشم خودش یه خواهر داره که هرهفته میارتش خونشون و نگهشون میداره بچه خواهرشم کولیک داره کلی گریه میکنه ولی پسر من یکم شلوغی کنه بهش میگه ساکتش کن من ۲۰سالمه بچه ها خونمون دوره دوماه یبار میرم عاشق داداشمم دوسش دارم کسیو تو دنیا ندارم جز اونا چیکار کنم؟الانم داداشم زنگ زده دعوتم کرده برم خونشون با شوهر و پسرم ولی اصلا دوس ندارم کنار شوهرم باهام زنش اون رفتارو کنه من ۲۰سالمه زن داداشم ۲۵سالشه بچه هم ندارن یه ساله ازدواج کردن
چیکار کنم برم بنظرتون؟من دلم برا داداشم تنگ شده خب چرا همیشه خواهر شوهرا بدن😭 دلم گرفته