2777
2789
عنوان

زن داداشم

2923 بازدید | 59 پست

خانوما من امروزتاپییک زدم راجب برادرشوهرام ک چ رفتاری داشته باشم باهاشون خیلیا کمکم کردن ازتون ممنونم

من یه مشکل دیگه دارم ک مربوط میشه به زنداداشم 

من فقط یه برادر دارم نه خواهری نه برادر دیگه ای جونم بهش بستس من اصلا از اون ادما نیستم که دخالتی کنم تو روابطشون ولی زن داداشم اصلا از من خوشش نمیاد دلیلشم نمیدونم همیشه بهش احترام گذاشتم ولی نمیدونم مشکلش بامن چیه چند روز پیش شوهرم‌منو اورد شهر خودمون خونه پدرم چن روز بمونم برادر اینامم اومدن پسرم دلش درد میکرد خیلی بی قراری میکرد اصن اروم نمیگرفت داداشم گفت حاضر شو بیا بریم خونه ما هم شاید تو ماشین اروم گرفت هم امشبو پیش ما باش من قبول نکردم ولی زن داداشم اصرار کرد ک چرا ما میایم خونه شما چند روز میمونیم ولی تو اصلا نمیای ماام دیگه نمیایم منم قبول کردم که برم رفتیم خونشون خودشو خیلی گرفته بود پسرم جیغ جیغ میکرد میگفت وای توروخدا ساکتش کن عصابمو خورد کرد داداشم گفت خب بچس نمیفهمه که عزیزم اونم گف نساجون حالا یه بچه داری اونقد خونه رو شلوغ کردی یکی دیگه بیاری میخاد چی بشه منم خیلی ناراحت شدم از رفتارش داداشم گف مریم جان شام چی برامون میپزی؟از اون مرغ خوشمزه هات نمیزاری برا خواهرشوهرت گفت ن اصلا حوصله ندارم برو از بیرون بخر خیلی دلم گرفت هروقت میان خونه ما من‌کلی بهش احترام میزارم چن نوع غذا و دسر وسالاد وضع داداشم خوبه اونجور نیس که بگید شاید وضع مالیشون خوب نیس زن داداشم خودش یه خواهر داره که هرهفته میارتش خونشون و نگهشون میداره بچه خواهرشم کولیک داره کلی گریه میکنه ولی پسر من یکم شلوغی کنه بهش میگه ساکتش کن من ۲۰سالمه بچه ها خونمون دوره دوماه یبار میرم عاشق داداشمم دوسش دارم کسیو تو دنیا ندارم جز اونا چیکار کنم؟الانم داداشم زنگ زده دعوتم کرده برم خونشون با شوهر و پسرم ولی اصلا دوس ندارم کنار شوهرم باهام زنش اون رفتارو کنه من ۲۰سالمه زن داداشم ۲۵سالشه بچه هم ندارن یه ساله ازدواج کردن

چیکار کنم برم بنظرتون؟من دلم برا داداشم تنگ شده خب چرا همیشه خواهر شوهرا بدن😭 دلم گرفته

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

متاسفانه زن داداشت خیلی بیشعوره

من باشم دیگه خونش نمیرم  

ولی شما چون روابطت برات مهمه خب رفت و امد کن اما خیلی کم

💚خدای من دستم را بگیر که لحظه ای بی تو تمام میشوم💚❤مولانای جان من ❤حضرت عشق ❤ تو  بیشتر از یک شاعر زبان "احساسات" منی ❤🤎دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ🤎🧡چشم تو خواب می رود یا که تو ناز میکنی ؟🧡 💜در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی💜💙ای زندگی،تن و توانم همه تو 🌊جانی و دلی ای دل و جانم همه تو ! تو هستی من شدی از آنی همه من .... من نیست شدم در تو از آنم همه تو !💙💚جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه؟💚💛نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو...!💛  🖤دوستدارشما:مولانای جان🖤

باید ریشه رو پیدا کنی گل

شاید جایی ازت ناراحت شده همونو تو دلش نگه داشته کینه شده 

اگه بی دلیل باشه که بی ادبه

.(به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل ، که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم .)  ( که مازندران شهر ما یاد باد ، همیشه بر و بومش آباد باد. )

اون از تو بزرگتره به خاطر اون بزرگتر بازی درمیاره..

من بودم میگفتم وای فلانی جون که کم حوصله ای! وای یعنی منم به سن تو برسم انقدر اعصابم ضعیف میشه...

به داداشت هم بگو زنت اینجوری رفتار میکنه ناراحت میشی.. درسته کوچیکتری ولی باید احترام بزاره ...

هفته پیش شوهر خواهرشوهرم رفت شهرستان اینا تنها بودن گفتم بیایین خونه ما قبول نکرد فرداش زنگ زنگ گفت بچه میگن بریم گفتم باسه بیایید مامانمینا هم هستن گفت پس نمیاییم هرچی گفتم نیومدن شوهرم از سرکار اومد بهش گفتم زنگ زد گفت بیایید مگه مامانشینا غریبن.خلاصه اوندن و کلی خوش گذشت تا ۴ صبح بیدار بودیم.چی میشه مگه اخه ادم دوروز میخواد زندگی کنه.

بعد تو میگی خواهرشوهرت کلی اصرار کرد که برید بعد رفتید و قیافه گرفت؟ 

متاسفانه زن داداشت خیلی بیشعوره من باشم دیگه خونش نمیرم   ولی شما چون روابطت برات مهمه خب رفت ...

واقعا کمه رفت و امد ولی دلم برا داداشم خیلی تنگ میشه زود زود دعوتش میکنم ولی یبار ک برم اونجور رفتار میکنه

توام مثل خودش باهاشرفتارکن چیزیم میگه جوابشوبده فکرنکنه خبریهه بنظرمن برورفت وآمدتوکم نکن نمیشه ک ازداداشت دست بکشی ولی باهاش خیلی گرم نگیریامثلاچیزی میگه حتی شده باخنده بهش بگوازاین حرفت ناراحت شدم 

هفته پیش شوهر خواهرشوهرم رفت شهرستان اینا تنها بودن گفتم بیایین خونه ما قبول نکرد فرداش زنگ زنگ گفت ...

ن زن داداشم اصرار کردن ک برم ولی اصلا تو خونشون تحویلم‌نگرفت ساعت ۱۱شب هم گفت من برم بخابم سرم دردگرفت اونقد اروین جیغ زد رفت  و درو بست

زن داداشتت مثل زن داداش منه

بیشعوره خودش کلی بچه منو تحویل میگرفت ولی داداشم اصلا نگاه بچم نمیکرد

ته توش دراوردم فهمیدم خانم به داداشم میگفته محل بچش حق نداری بدی

مثلا میخواسته رابطه مارو ازهم بپاشون که موفقم شده بود 


واقعا کمه رفت و امد ولی دلم برا داداشم خیلی تنگ میشه زود زود دعوتش میکنم ولی یبار ک برم اونجور رفتار ...

مثل زنموی منه با این تفاوت که اون کلا کسیو راه نمیده

💚خدای من دستم را بگیر که لحظه ای بی تو تمام میشوم💚❤مولانای جان من ❤حضرت عشق ❤ تو  بیشتر از یک شاعر زبان "احساسات" منی ❤🤎دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ🤎🧡چشم تو خواب می رود یا که تو ناز میکنی ؟🧡 💜در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی💜💙ای زندگی،تن و توانم همه تو 🌊جانی و دلی ای دل و جانم همه تو ! تو هستی من شدی از آنی همه من .... من نیست شدم در تو از آنم همه تو !💙💚جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه؟💚💛نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو...!💛  🖤دوستدارشما:مولانای جان🖤
2790
2778
2791
2779
2792