استرس نگیر
شرایط زندگی الانو ببین دیگه
وضعیت برای خیلیا داره هر روز بدتر از دیروز میشه
برای همین هم هرکسی انقدر تو زندگیش گرفتاری داره انقدر باید برای یه لقمه نون حلال بدوعه که شاید نرسه به پدر و مادر پیرش کمک کنه
اما من در مورد خودم میگم چون تک دخترم و اینها
اگه آینده ی منم یجورایی بخواد به دوییدن برای زندگی بگذره که من وقت نمیکنم از مامان بابام نگهداری کنم
اما میشه یه خونه سالمندان خوب پیدا کرد که اونها برای یه صبح تا بعد از ظهر اونجا باشن
بعدشم که از سرکار برگشتم اونارو ببرم خونه
همونطور که وقتی من بچه بودم مامان بابام منو میذاشتن مهد کودک بعد از ظهر منو میبردن خونه
خب اینم همینه
من اصلا اونایی که پدر مادرشونو میذارن خونه سالمندان ولشون میکنن به امان خدارو قبول ندارم
اما فکر نمیکنم ایده ی من چیز بدی باشه
قطعا بهتر از اینه که صبح تا شب تنها باشن مگه نه ؟؟؟؟
حداقل اونجا پیش همسن و سالهای خودشونن چهار تا حرف مشترک دارن بهم بزنن و یه پرستاری هست که تو اون ساعت ها مواظبشون باشه یا دارویی چیزی بهشون بده
خیال خود آدم هم تو اون ساعت ها راحت تره میتونه با خیال راحت کارشو انجام بده
بعدشم که برمیگردن خونه
دقیقا مثه وقتی که خودمون مهد کودک میرفتیم
با هم سن های خودمون بازی میکردیم سرمون گرم بود بعدشم میرفتیم خونه
اینهارو گفتم که اونقدرام نگران نباشی برای این قضیه❤
بهتر از تنها موندنه