مثل بقیه روزا که روز خوش توی زندگیم نداشتم و اشتباهی بزرک کردم که همچین ازدواجی روکردم .امروزم بیشتراز قبل مصمم هستم که غلطه این راهی که دارم میرم.بخاطر رفتن خونه مامانم دعوا راه انداخت و نزاشت برم .من متنفرم ازاینکه باهاش بشینم غذایی بخورم یا حرفی بزنم .یا حتی باش برم بیرون اصلا و ابدا.....تنها چیزی که مانعمه دخترمه.دلم براش میسوزه😭واقعا حالم بده