سلام عزیزم
ممنون میشم منم راهنمایی کنی
ما 5ساله ازدواج کردیم و ی پسر 4ساله دارم
شوهرم 12سال از من بزرگتره.
30 سالمه.
مشکل من و شوهرم 99 درصد مواقع خاهرش باعثش بوده. مادرشوهرم فوت شده و خاهرشوهرم چندسال بزرگتر از شوهرمه و مجرد و معاون مدرسه.. با برادرشوهرم زندگی میکنه.
محل کار شوهرمم نزدیک خونشونه.
شوهرم خیلی حساب میبره از خاهرش اصلن نمیخاد کوچکترین کاری کنه ک ناراحت بشه. مثلا خاهرش میگ شب یلدا بریم خونه بابا. اگر شوهر من قبلش با من برنامه ریزی هم کرده باشه کنسل میکنه ب حرف خاهرش. یا مثلا هفته پیش ما مهمونی بودیم خاهرش زنگ زد گفت اومدم خونه بابا ک نزدیک خونه ما هستش. و نفهمیدم چی گفتن. ولی شوهرم گوشیو ک قط کرد زمین تا اسمون فرق کرد دوروز بعدشم سرسنگین بود باهام بعدم سر ی بیرون رفتن بحثمون شد حرف خاهرشو کشید وسط ک تو چشم دیدنشونو نداریو من اول خانوادم بعد تو... نمیخای هررررری. این جمله رو هروقت دعوامون میشه میگ میدونه من خیلی بدم میاد. اوایل میرفتم از خونه ولی الان خودم خسته شدم از رفتن.
درصورتی ک من باخاهرش مشکلی ندارمو خوبیم باهم. فقط دوس ندارم شوهرم انقد تحت تاثیرش باشه ک من هرجا میرم استرس داشته باشم اونا نفهمن.
اینو بگم ک ما وقتی اشتی هستیم مشکلی توی رابطمون نداریم توی چیزای دیگم همینطور مگه اینکه همچین چیزایی راجب خاهرش پیش بیاد.
شوهرم ازاون شب ک بحثمون شدو این حرفارو بهم زد ک اول خانوادم... جای خابشو جدا کرد ازم. منم توی رفتارم نشون میدادم ناراحتم هنوز. ده روز گذشته ولی هنوز توی اتاق میخابه و قهره. چیکار کنم ک این اخلاقشم ترک کنه واقعن زشته عین بچه ها میره یجای دیگ میخابه.
وقتی خوبیم خیلی خوبه هااااااا. من چیکار کنم ک بفهمه خاهرش مسافرت میره مهمونی میره خب مام ادمیم حق داریم ی هفته جای دیگه ای ب جز پیش اونا باشیم.
خاهرش خیلی سیاستمداره اصلن مستقیم ابراز ناراحتی راجب چیزی نمیکنه یا حرفی ک میخادو نمیزنه ولی شوهرم چون میشناسش میفهمه بهش برخورده مثلا ما رفتیم خونه خاهرم یا عمم یا هرجا...
اخرهفته ک میشه اگر خاهرش جایی مسافرتی خریدی کاری نداشته باشه کلید میکنه ک ما بریم. منم مشکلی ندارم ولی وقتی ما توی مهمونی هستیم زنگ میزنه ک نمیتونیم برگردیم چون خانوم اومده خونه باباش.