2777
2789
عنوان

تجربه رویایی 2

| مشاهده متن کامل بحث + 141085 بازدید | 986 پست

سلام رویاجون. عزیزم من ی جاری دارم یکسال ازخودم بزرگترامانزدیک ده‌ساله ازدواج کرده بشدت پررو وفضول وباهمه برادرشوهراوفامیلاشوهرشوخی میکنه وعمدامرداروتحویل میگیره وبازم عمدازنارونادیده میگیره وخیلی اعتمادب سقف داره درحالیکه چیز گزیادی بارش نیس اماخیلی جسورانه میگه کارای من درسته وخیلی رک وتیکه زیادمیندازه خانواده شوهرم خیلی ازش حساب میبرن من ازاول چون آدمی نیستم بتونم جوابشوبدم باهاش صمیمی نشدم وسری قضیه بامن لج داره وپشت سرمم حرف میزنه امامن همچنان بی‌توجهی کردم ولی باشوهرم زیادشوخی میکنه وتوهین میکنه بااینکه ازشوهرم یکسال کوچیکتره وشوهرم میگه اونهمه میشناسمن ولی من خیلی حساس شدم روش بخاطربی احترامی ب شوهرم دوسدارم بدونم چچوربهش بگم ک باشوهرم درست صحبت کنه ک خانواده همسرم برامن گاردنگیرن؟ ومورد وم این ک سه تابچه داره وهروقت میادخونه مادرشوهرحتی یکهفته میمونه درحالیکه خونه خودش ی ربع فاصله داره وبچهاش فقط بخوروبپاش دارم وانتظار داره منی ک برا یساعت میرم اونجاپاب پاش کارکنم وخانواده شوهرمم همینطور. حتی اونشب ب شوهرم میگه تاظرفارونشستین نرین خونتون. واقعارواعصابم.بهم راهکاربدین 

سلام رویاجان اگه ممکنه سوال من را هم جواب بدید 

من به مدت سه سال عروسی کردم

شوهر من در روابط نزدیک خیلی بی تفاوته 

مثلاً اتفاق میوفته که ما دو هفته هیچ ارتباطی با هم نداریم و این مسئله منا اذیت می‌کنه و باعث میشه من پیش قدم بشم 

یک بار که به مدت دوهفته هیچ ارتباطی نداشتیم با اینکه خیلی ناراحت بودم که انقدر بی تفاوته ولی با این حال با خنده و شوخی بهش گفتم که دو هفته اس با هم نبودیم و من می‌خوام بدونم که میزان علاقه ات به رابطه چقدره و اون در جواب گفت من رابطه ام عشقیه منظورش این بود که مشخص نیست که میزانش چقدره و اصلا جواب درست و حسابی نداد و تازه سر به سرم گذاشت که منم بهم برخورد ولی به روم نیاوردم و گفت هر وقت نیاز داشتی بگو ولی من دوست ندارم همیشه پیش قدم باشم 

وشوهرم همش به فکر کار و بعد هم استراحت و خوابه

چطور باید این مسئله را بهش بفهمونم  

و الان تصمیم گرفتم به مدت چند ماه اصلا پیشقدم نشم حتی اگه هیچ رابطه ای صورت نگیرد،آیا کارم درسته یا نه؟

ببخشید طولانی شد 



بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیشب داشتم رخت خواب میبردم پسر یکسالم داشت بازی میکرد بین رفت و آمد های من رفت روی تخت و افتاد پایین...شوهرم اومد وقتی دید عصبانی شد و یکی زد تو سر من و من و کل خانوادمو فحش داد حتی گفت برو خونه بابات...بچم چیزیش میشد میکشتم کلی حرفای زشت...منم انقدر بابت افتادن بچم ترسیده بودم و بابت حرفای شوهرم شوکه شدم چون اولین بار این حرف هار  میزد یا زد تو سرم چیزی نگفتم...جای خوابشو عوض کرد منم هیچی نگفتم...امروز میخواستم برم خونه پدرم نه به معنای قهر برای اینکه یکمی تنها باشیم ب کار اشتباهش فکر کنه...ولی گفتم شاید روش خوبی نباشه و عادت کنه...موندم خونه گفتم باهاش سرسنگین میشم و دلخوریمو میگم...ولی انقدر عصبانیم از رفتارش که دلم میخواد بزارمش برم قهر ....شما بگو با این رفتارش چکار کنم...چی بگم چی حرکتی انجام بدم تا هم بفهمه اشتباهشو هم ترک کنه...البته بد دهنی داشت از قبل و منم همیشه بهش تذکر میدادم زشته و بفکر تربیت بچمون باش...اما حرفای دیشبش تاحالا نزده بود...البته میدونم وقتی عصبانیه چرت و پرت زیاد میگه

سلام‌رویا‌جون خوبی شرمنده من چندوقتی تاپیک های شما وگلبوته خانم رومیخونم  ولی عملی زیاد موفق ن ...

درود بانو 

در مورد ترک سیگار باید بگم همه خیال میکنن

با گفتن و نکشیدن شوهر مساله حل میشه 

ولی در واقع اینجور نیست و ترک سیگار واقعا سخته و احتیاج به زمان و راه درست داره 

این فکر خوبیه که اول روابط بینتون بهتر بشه 

و شما رو یه زن قوی و با تدبیر ببینه اینجوری بهتر باهاتون همکاری میکنه و خواست قلبی خودش مهمترین عامل در ترک سیگار هست 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
و رویاجان یه سوال دیگه هم داشتم اینه که تو خونه شاد و شوخ طبع باشیم ولی من وقتی خوشحالم و شادم چون ک ...


درود بانو 

در مورد محبت کردن بهتره برای متوجه شدن بیشتر در نت سرچ کنی و کتاب هایی در این مورد هست که زنان جذاب چگونه باید باشند و.....کتاب ها رو بخون و اونجایی که من گفتم محبت کلامی مرد باید بیشتر باشه در واقع مدل نرمالش اینه ولی گاهی مردها نوع دیگر محبت کردن رو انتخاب میکنن 

مثلا امکانات تفریح و یا مالی رو برای زنشون فراهم میکنن و خیلی کارهای دیگه 

در مورد ابراز محبت هرگز کامل قطعش نکنید خیلی از دوستان حرفای منو اشتباه متوجه شدن و کامل قطع کردن این باعث سردی روابط میشه 

اول برای کنترل هیجان که از عشق زیاد نسبت به شوهرتان میاد باید فکری کنید اون موقع حد محبت دستتان میاد و همه جا نباید کنترل بشه

مثلا در جواب یه کار بزرگ و محبت زیاد دیگه خودتو رها کن تا شوهرت نهایت محبتت رو بخاطر انجام این کار بزرگ هم دریافت کنه 

اینجا دیگه نباید کم بزاری 

حالا در مورد سرحال و شاد بودن باز هم اشتباه رفتید 

خودتون رو در نظر بگیرید خسته و عصبی از ترافیک و کار برگشتید خانه حالا شوهرت بپره بغلت کنه محکم و بعدش شاد و سرحال برقصه برات و بلند شعر بخونه و بیاد دستت رو محکم بکشه که تو هم بیا برقص و شاد باش 

آیا این براتون خوشایند هست ؟

اون زمان شما به آرامش و رفع خستگی نیاز دارید 

پس جو باید این حس رو به شما بده وهمسرتان باید اون موقع درک کنه که الان وقت شلوغ کاری نیست 

شاد بودن به معنی نادیده گرفتن موقعیت و درک حال شوهرتان نیست 

وقتی شوهرت میاد آراسته و با لبخند برو استقبالش نه با اخم و غر غر 

نباید خستگی خودتو پنهان کنی ولی بهانه ای برای آزار دادن  شوهرت نباشه 

مثلا بوسش کن بگو برو لباست عوض کن تا چای بیارم و وقتی اوردی بگو بنوش عزیزم تا خستگی در بره منم احتیاج به یه چای گرم دارم آخه تازه بچه رو خواباندم و....

شوخی های کلامی و نوازش کردن ...

مثلا من شوهرم بیاد  خونه دو رفتار متفاوت دارم 

اگه خودمم اون روز رفته باشم شرکت دیگه انتظار 

رسیدگی از شوهرمم دارم ولی اگه نرفته باشم شوهرم  از کار اومد با آرامش و لبخند میرم استقبالش حتی اگه دستم گیر باشه بلند میگم سلام دلبرم اومدم ...

نوشیدنی یا ناهار براش آماده میکنم و گاهی حرف و شوخی کم و ملایم با لبخند نگاهش میکنم 

اینا حدود دو ساعت طول میکشه و بعد رهاش میکنم 

میگم عزیزم امروز بچه ها حسابی خستم کردن تو استراحت کن تا منم برم استراحت یا وقت نشد کاری رو انجام بدم الان باید برم انجامش بدم 

روزهایی که کار نیست رسیدگی شوهرم بیشتر میشه حتی  در کارهای بچه ها و آشپزی 

مدل کار و رفتار من اینجوریه 

محبت میکنم و بعد رهاش میکنم تا اونم فرصت جبران داشته باشه 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

این که میگم فرصت جبران داشته باشه از دو جهت هست

مزه شیرین محبت شما رو چشیده پس بازم میخواد و 

دوم اینقدر سیراب نشده که دیگه تلاشی نکنه و کرخت بشه و  اگه اینجوری بشه دیگه تلاشی نمیکنه چون میدونه محبت شما همیشه هست و یه جوره و به سمتش روانه هست 

در مورد رفتن به مهمانی و خانه پدرتان هر وقت برگشتید تشکر کنید و بگید خوب بود ولی بدون تو دیگه هیچ جا برام جالب نیست و خوش نمیگذره

انشالله دفعه بعد تو هم کنارم باشی دیگه هیچی کم ندارم .... 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
رویا جون ببخشید من واقعا  شرمندم که وقتتون رو میگیرم و مزاحمتون میشم چون خیلی به راهنماییتون اح ...


درود مهر بانو

اینجور که درک کردم علت رفتار شوهر شما بخاطر 

حساست و دخالت و امر و نهی شما به شوهرت هست 

انتخاب نوع برخورد (بی احترامی منظورم نیست )

میزان صمیمیت و بودن با افراد خانواده به خود شخص بستگی داره و اگه شخصی احساس کنه مانند بچه ها تحت کنترل هست و به کم و زیاد محبت و توجهش به افراد بازخواست میشه درست برعکس رفتار خواهد کرد مخصوصا در مردها بیشتر بروز میکنه 

بهتون پیشنهاد میکنم این کارها رو انجام بدید 

اول نسبت به رفتار شوهرت کامل بیخیال بشو 

دوم ایراد نگیر تذکر نده و حتی حالت چشم ها و صورتت و لحنت تغییر نکنه عادی و مهربان باش 

انکار که همه چیز عالی هست 

سوم اگه موارد بالا رو کامل رعایت کردی خیلی راحت میتونی به شوهرت در جواب اعتراض بی محبتی خانوادت بگی (با لبخند و محبت )

عزیزم من دیگه خسته شدم نه کاری به خانوادم دارم و نه تو ...شماها انسانهایی بالغ و عاقل هستید که باید خودتون تصمیم بگیرید چگونه رفتار کنید که احترام رو برای خودتون بخرید 

من نمیتونم به شماها یاد بدم یا بگم چجوری و چرا ؟(اینجا بی طرفی خودتو اعلام کردی )

بعدم بپر بغلش بوسش کن بگو تو عشق منی قلب منی بقیه رو ول کن بیا حال کنیم با هم و...

در مورد خانواده خودش هم اصلا دخالت نکن ولی اگه داشت بد میگفت بهش بگو عزیزم بسه لطفا از الفاظ بد استفاده نکن ازشنیدن این کلمات واقعا اذیت میشم ...همین 

در جریان باش که این نوع رفتار رو باید رعایت کنی 

و اجازه نده با حرفاش تو رو از هدفت دور کنه و به بحث بکشه سریع نادیده بگیر و محبت کن بهش 


من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
سلام رویا جان اگه میشه من هم ۱راهنمایی بکنید. اگه همه مشکلات ادم های اینجارو جم کنید میشه مشکلات من ...

درود بانو 

علت اینکه خیلی تلاش کردید و نتیجه کمی گرفتید علتش شما نیستید 

نوع شخصیت شوهرتان هست این گونه مردها که تا این شدت به مادر و خانوادشون وابسته هستن متاسفانه کم راه میان ...

من نمیتونم و به خودم اجازه نمیدم رک بهتون بگم چکار کنید 

ولی اگه دوست دارید شوهرتان اهمیت بده بهتون و ارزش خودتون رو حفظ کنید و به خواسته هاتان برسید باید بجنگید و خسته نشید

یا تو این راه شوهرتان همراه شما میاد یا ...

برای بیماری هم هرگز صبر نکن تا بهت اجازه بدن 

برو برای درمان ...شما خیلی با ارزش هستید 

پس اگه برای کسی کارتون مهم نیست خودتون ارزش بزارید و حرکتی کنید ..

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

نمیدونم دیگه چیکار کنم تا شوهرم بیشتر باهام راه بیاد.

از هیچ محبت و توجه و احترامی نه به خود نه خونوادش کوتاهی نمیکنم ولی کافی دستم بند باشه یکم دیر به چیزی که خواستن برسن اون وقت واویلا و  آخرش....



من حتی خونمم داغون شد سر دخالت و اذیت مادرشوهر،زندگیم آتیش گرفت به خاطر خواهر شوهر، آخرم آدم بده شدم  بعد ۵سال ۱وسیله سالم از جهیزیم تو خونم ندارم چون مادرش دوست داشت از مال من استفاده کنه.

شوهر حسودمم چون میدید با وجود اذیتهای مادرش من جیزی نمیگم و مادرش هم میگفت هرکاری کنم باز دوست دارم،شوهرم حسادت میکرد و هیزم بیشتر تو آتیش می‌ریخت تا به گفته خودش منو ازچشم مادرش بندازه و اونو دوست داشته باشه.


مادرو پسر موفق شدن.


ولی من خسته ام دیگه نمیکشم ،


تا۴نفر دوست آشنا غریبه از روی شناخت یا سرزده منو رفتارهامو دیدن و تعریف کردن مادرش هزار و ۱دوز و کلک سوار کرده تا به همه بفهمونه و بگه من بده هستم واون خوبه که منو تحمل کرده.


الانم نه تن و بدن سالم برام مونده نه ارزش و اعتبار، خانواده منو مجبور به این وصلت کردن الان مثل چی پشیمونن و مدام تن و بدنشون میلرزه .و دیگه قصد وصلت فامیلی و خانوادگی رو با کسی ندارن.


این بار که برم خونه بابا برنمیگردم،میمونم اونجا تا خوب بشم.هرچقدر میخواد طول بکشه آخه خانوادم  خودشون دچار ۱سری مشکلات شدن .


مادرش همیشه میگفت بایدپدرعروس اول رو درآورد و عروس های دیگه رو به امون خدا گذاشت رسم این خانواده اینطوری.

 میگفت حتی مادرشوهر مادرشوهرم کتکش زده ،ولی چون مادرشوهرم منو دوست داره منو نمیزنه.منم گفتم بخاطر دوست داشتن نیست چون بهونه دستتون نمیدم.


الانم طبق گفتش اون یکی عروسشو کرده تاج سرش(آخه برادرشوهرم تازه نامزد کرده )


جلو جاریم هرطور که بخوان باهام بد برخورد می‌کنند چون معتقدن وظیفه من خدمت و نوکری برای عروس جدید هم هست.،و اینکه همه چیزهاو کارهای مربوط به عروس خانم از من مخفی نگه داشته میشه مثلانامزد کردن و باپنهون کاری ازمن می‌فرستنش مسافرت اما من تا۲سال بعد ازدواجم هم حق کنارشوهر نشستن و صحبت کردن رو نداشتم

  (ببین چیه که جاریم هم داره رفتار همونهارو تکرار میکنه،انگار نه انگار که تا چند وقت پیش پشت خواهرشوهربد میگفت الان با اونا یکی شده ،)


 منم باید کلفت باشم حالا۱بارشونه خالی کنم یا خسته باشم جل  جاریم میگیرن و تامیتونن ازمن بده میگن.اولا زبون تو دهن نمیگرفتم ولی الان نه هرچی بگن بلند و رسا تمام گفتارو رفتارشون رو جلو عروس جدید میگم

البته خواهرم میگه این بنده خدا دلش به آوردن نیست داداشش از اونجا کچلش می‌کنه هر روز هر روز زنگ میزنه ...

درود بانو 

امیدوارم خواهرتون تا الان به نتیجه دلخواه رسیده باشه 

ولی کلا در اینگونه مسائل شوهر حتما باید همسرش رو در نظر بگیره و چون به اصل زندگی ربط داره 

و رک گفتن مخالفت با ملایمت بهترین روش هست 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
چجوری پست هام رو پا‌ک کنم؟

عزیزم با تو تاپیک حذف پست و تاپیک بذار 

یا میتونی دقیقه گذاشتن پست رو نگاه کنی و هر ساعتی باشه ولی همون دقیقه بیای گزینه حذف میاد برات 

اگه نبود صفحه رو بروز کن اینجوری ...اول برگرد صفحه قبل و دوباره بیا میبینی که گزینه حذف اومده 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792