امشب یه کم فرق میکنه اول بخونید فکر کنید نظر بدید خیلی دلم شکسته بر عکس شوهرم کادو خریده شاید یه عده بگید ما از خدا مون بود شوهرم کادو بخره اولت چن وقته مدام میگم تا یه چی بخره بعد همیشه تشکر میکردم ولی واقعا تو اوج بی پولی رفته یه اشغال نه از نظر زشتی از نظر اینکه به حلب که به هرکی میگفتم 500 تومان شده میگفت دروغ میگی این قدر کوچیک و اصلا عین همون من 130 دیده بودم بهش گفتم چرا خریدی 500. آدم خرید گرون مبخواد بکنه واسه ما بی پول ها اولا باید زنش ببره که یه جیز با ارزش با اقل خره به خدا نمیارزد نه از زشتی من یه پوشک برای پسرم نمیتونم بخرم بعد یه گوشواره نفره اشغالی 500 تومان بندازم گوشه خونه میشد با 200 تومان هم گوشواره و گردنبند خرید. اگه طا بود خودش سرمایه بود ولی واقعا تو این بیپولی یه تیکه حلب نع کسب میبینع نه هیچ ارزش و مقامی داشت این قدر ضایع بود من فکر کردم ونهایتا شده 80 تومان. شاید بگید قدر نشناسی نه والا اگه پولدار بودم یا یه چیز 100 تومانی بود به خدا زشتم میبود کلی ذوق میکردم به جان بچه ام ولی چیز به این گرونی بخوای بندازی دور اصلا. پیدا نیست واقعا زور نیست واسه ما بی پول ها میگم میشد یا پول کمتر همون بخره کی میفهمه فرق استیل و نقره حالا اگه طلا بود سرمایه بو. ارزش داشت من یه شلوار یکساله نخریدم خیلی دلم رفته بحثمون شد. آخه حقوقش دست منه قشنگ وسط برج کم میاریم میخواسته خوشحالم کنه ولی با یه تیکه حلب بع. از این ور خوشحالم کنه از اون ور من درد میکشم که آخر برج چیکار کنیم میگم بابام منم دوست داشتم بخره ولس یا این گول میشد گوشواره و گردنبند ارزوتر هم خرید