من یه دوست دارم که تو دبیرستان ۴ سال پیش باهاش آشنا شدم تاحالا
۳ بار باهم دوست شدیم وازطرف من به بهونه های الکی جداشدیم بیشترین دلیل جداییمون این بود که خانوادم اصلا با این فرد کنار نمیان چون یه سری حرف پشتش هست و ...تو گذشتش یه سری اشتباهات کرده ...زیاد باهم حرف میزنیم تلفنی منم پشت کنکوری ام برای خانوادم درس خیلی مهمه کلا با این دختر مشکل دارن ولی من خیلی باهاش زاحتم ومسائل زندگیمونو باهم درمیون میزاریم وبا حرفاش کمکم میکنه ۸ ماه پیش دوباره باهم صمیمی شدیم ولی خب من به خانوادم نگفتم همون آدمه همش زنگ میزنه ایم دوست های دیگمو میگم یجور پنهون کاری شده دارم دیوونه میشم خیلی تحت فشارم
چون مثلا هی میگه بیا خونمون یا من بیام خونتون اصلا خانوادم نمیفهمن با این دوباره دوست شدم وازطرفی به خودش هنوز تو این ۸ماه نتونستم بگم خانوادم نمیفهمن
از طرفی نمیتونم دلشو بشکنم وبی معرفتی کنم ولی واقعا تحت فشارم