من اصالتا افغانم تو ایران خیلی کمه ولی من سفر افغانستان رفتم چون نجاست اونجا زیاد جن های کافر هم زیادن رفتسم تو قنده هار خونه دایی مامانم خونه رو رو قبر ها ساخته بودن کللللل اطرافش قبر بود پر از مورچه های جسد خور انقدر اون مورچه ها بزرگ بودن ک نمیتونستی تصورشو بکنی شب ک میشد صدای قلقله بودحرف میزدن ناله میکردن گریه میکردن میخندیدن ماهم مجبور شدیم بریم افغانستان چون باطل کردن پاسپورتمونو باید میرفتیم دوباره میگرفتیم مامانمم ۷ ماهه حامله بود هم میترسید هم گریه میکرد ولی خداروشکر بچه سالم بدنیا اومد
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
مریض نشدی تبو لرزکنی تا چند روزویا اینکه لکنت زبون بگیری؟
لکنت گرفتم چند روز همش قیافه پیرمرد جلو چشمم یه پیرمرد مهربون بود قیافشم نورانی بود همش فکر میکردم کنارمه مامانم رفت پیشه یه سید گفت اون پیرمرد یه جن خوب بوده خواسته چیزی بهش بده حتما اگه میرفت پیشش خوب بود
منم دوسدارم ببینم حتی یبارم که شده اما الان نه🤕تو روشنایی ببینم شنیدم افغانستان زیاد دعا و ...
بله صد در صد درسته جادوهایی که با خون هیذ مینویسن تو قبرستونا چال میکنن یا تو دهن یک حیوان میکنن ک پدر کسی نمیتونه باطلش کنه دعا کن هیچ وقت نری افغانستان من رفتم ک میگم من ک افغانم میترسمممم میترسممم میترسم من یه دختر ۱۳ ساله بودم طالبا رحم نداشتن با چشماشون میخوردن همونجا یکی از طالبا اومد ب بابام به زبون پشتو گفت دخترتو ازت میخرم زنم میکنمش بابامم فقط میتونست سکوت کنه وگرنه با تفنگ تیرو خالی میکردن تو سرش ک عموم اونجا ادم بزرگیه نجاتمون داد