سلام گلم
ممنون میشم خوابمو تعبیر کنی💙
خواب میدیدم رفتم داروخونه
بعد اونجا ی قرص واسه مامانم میخواستم
اسم قرصه قرص هندونه ای بود ظهرهم بود گرم بود هوا تقریبا
رفتم گفت نداریم قرص
زنگ زدم ب مامانم بش گفتم تموم شده قرصه
گفت اشکالی نیست بیا خونه دیگ
وقتی برگشتم خونه ی پلاستیکم دستم بود
انگاری یدونه صابون تو ی جلد بود و گذاشته بودمش تو پلاستیک
بعد مامان بزرگمم خونه ما بود میخواست بره خونشون
بمن گفتن اماده شو بریم امامزاده(ی امامزاده تو روستامونه)
من گفتم اماده ام
خلاصه وسط راه بودیم ک یادم اومد با شلوار خونگی اومدم
گفتم وای ابروم میره ک ابنجوری
مامانم گفت ما زیر درخت کُنار برات صبر میکنیم بدو برو بپوش بیا شلوار بیرونیتو
من رفتم خونه شلوارمو بپوشم
بعد یدفعه
تو ی بیمارستان بودم
یادم نیست رفتم واسه چی
بیمارستان خیلی کوچیکی بود و در هاش سبز پررنگ بودن
پسرعمومو دیدم ک یکی از پاهاش شکستع بود و گچ گرفته بود خیلی اذیت بود بابت پاش
پسرعمم رو هم دیدم اونجا ک پیش پسرعموم بود
انگاری تو خواب پسرعمم مقصر بود ک پای پسرعموم شکستع بود
رفتم پیشش ازش پرسیدم پات چی شده گفت با پسرعمه خوردیم ب همدیگه(با موتور)
من بش گفتم خدابد نده و اینا بعد رفتم خونه
دیگ عصر شده بود تقریبا هوا داشت تاریک میشد
رفتم خونه دیدم مامانمینا اومدن خونه
گفتم فاطمه هم اومد(دخترداییم ک باهامون اومده بود امامزاده)
مامانم گفت ن
منتظرتوعه هنور دوساعته رفتی نیومدی دیگ منو مامانجون رفتیم زیارت برگشتیم اون منتظرتو موند نرفت زیارت
منم گفتم رفتم پیش پسرعمو پاش شکسته بوده
بعد دیگ یادم نیست رفتیم زیارت با دخترداییم یا ن
اما راه برگشتشو یادمه داشتیم برمیگشتیم هوام تقریبا مغرب بود
دیگ خواب دیدم تو ی باغم با مامانم حالا باغم نبودا
ی خونه بود اجری بود ما پشت خدنه بودیم ی چندتا درخت اونجا بودن
علف های هرز هم بود دورمون ک همشونتقریبا تا زانومون بودن زرد رنگ بودن
داشتن خشک میشدن
خلاصه من ی حلزون اونجا دیدم
یکم از بقیه حلزون ها بزرگ تر بود
ی مار دهنش بود
من با تعجب ب مامانم گفتم مامان مگ حلزونام مار میگیرن مامانم گفت اره
خلاصه من همینجوری در تعجب بودم
دیگ خودم داشتم کُنار مبخوردم کُنار ها بزرگتر از حد خودشون بودن تقریبا اندازه ی سیب ترش متوسط
چندین تا خوردم گفتم چرا اینقد خوشمزه و بزرگن
دیگ خواب دیدم رفتم خونه مادربزرگم
کنار باغچه شون ی مار سفید رنگ دیدم (سفید سفید نبود)
گفتم عع مامانجون من برا ازمایشم دنبال مار میگشتم
خلاصه خیلی مواظب یودم ماره منو نیش نزنه کوچبک بود اما یکم پوستش زخیم بود
با چوب میخواستم بزنمش پرید تو یقه ام دیگ ترسیدم از خواب بیدارشدم اما اخرش مار سفیده رو نکشتم
عزیزم من زیاد خواب مار میبینم تعبیز خواب مار ینی جی؟؟
مارهای زیادی توی خوابم هستن
ببخشید زیاد شد باید با جزیات تعریف کنم همیشه🙈