ببینین. چن وقت مشتاق شدم دلو زدم بدریا. روحیمم حساسه. اینقد خوندم خوندم تو ذهنم از پری غول ساختم. اعتقاد نداشتم ی حسب هی سوکم میده به سمتشون. میترسم ولی میسرچم. از راه بدر شدم. دسشویی تو حیاطع میترسم برم مامان بابام آجیم موقع حموم میان میمونم برام. دسشویی هم. دیوونه شدم. بخدا دست خودم نیست😅