نمیدونم چی بگم...این کارا خود آدمو اذیت میکنه...به هر حال مادرشوهرت هم یک افسانه...قرار نیس همیشه اون طور که تو میخوای باشه...دوست نداشته تو باشی اون موقع...(نه این که تو بد باشی ..دله دیگه...اون لحظه حوصله تو رو نداشته...)یا باید اونی که من گفتم میگغتیو میموندی...یا اگه دلت نمیخواد بمونی و بت برخورده نباید بمونی ولی نباید خبر چینی کنی که مامانت فلان کرد...
میگفت چرا نموندی خیلی مهربانانه می گفتی احساس کردم مامان امروز حوصله ی شلوغیو دور همی نداشت و الا خودم دوست داشتم بمونم...این لحن حرف زدن با نوع حرف زدن شما فرق داره...
شوهرتم مقصره ها ...جلوی دهن گرفتنو کنم زدن کار درستی نیس...ولی من شمارو هم خیلی مقصر میدونم عزیزم ..ایشالا مشکلاتتو حل کنی با درایت