نمیدانم شاید تقصیر دستور زبان است که بعد از من و تو ما نمی آید او می آید
تازه فهمیده ام که متون جمع متن نیست این من است که تورا در آغوش کشیده است
در نبودت خیاط معروفی شده ام صبح تا شب چشم میدوزم به در بلکه برگردی
در خیال هایم گم شدم ولی نمیدانم تو کی به سراغ موسیقی رفته ای که اینگونه با احوال من ساز مخالف میزنی😘
تقدیم به شما دوست عزیز