2777
2789
عنوان

رو ندادن

855 بازدید | 46 پست

چه جوری ب مادرشوهرم اینا رو ندم؟خیلی پررو هستن .همش توقع بیجا دارن .اگه اون کاری ک میخواد انجام ندم پشت سرم حرف میزنه .ادیتم میکنه .درکم نمیکنه ..توروخدا جدی کمکم کنید .

چ جوری وقتی توهین میکنه مسخرم میکنه یا توقع بیحا و غیرمنطقی داره جوابشو بدم از پسش بربیام؟

کارایی ک دختراش براش نمیکنن از من میخواد

🙄🤕مثلا دخترش دکتر نمیبروش از من میخواددببرمش اگه نبرمش حرف درمیاره برام .

یا مثلا میگه بهار باید باید منو ببره دکتر ..

اخه باید چی باید نداره میخواد مجبورم کنه همش .اصن نمیگه شاید کاردارم شاید پریودم .استراحت میکنم .کروناهست ..اصن حساب موقعیت منو نمیکنه ..فقط میگه بی چون چرا بیاد درخدمت من باشه ...راه حل اساسی بدی  ..بگید هرموقع ک خواسته بیخودی داره رک بهش بگم یا با سیاست بپیچونم؟چیکارکنم؟

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

مثلا بهم میگه پتوهامو بشور بعد ک شستم بعدا میشینه مسخرم میکنه ..یا التماس میکنه منو ببر دکتر بعد ک بردمش وقتی اومدیم شروع مبکنه میگه ن ک بهارو بددم بیرون کار داشت کمکش کردم فلان ..کلا مساله رو عوص میکنه اون میخواست بره دکتر اما بعد ک خرش از پل رد شد میگه بهار کارداشت باهاش رفتم ....نمیگه بهار منو برد دکار کمکم کرد ..برعکس میگه 😒😒😒

یا همیشه طرفاشونو می شورم ی بار ک نشستم فوری ب طرفا اشاره کرد گفت وای هیشکیم اینارو نشسته ..دخترمم نمیشوره ..

منطورش ب من بود ک مثلا توام نشستی 

ی جوری ک انگار وظیفمه انگار خونه بابامه 

😒😒خب این همه شستم برات ..ی بار ک نشستم نباید حرف دربیاری ک ..بگو حال نداشت بگو خیلی برامون کارکرده ی بارم کارنکنه ...بگو وطیفه ماست .بگو مهمونه ...تو حریف دخترت نمیشی بعد میخوای حریف عروس بشی🙄🙄🙄😒😒😒

عزیزم یه بار خودت راحت کن شوهرت بفرست جلو خودت تماشا کن بهش بگو نوکر مادرت نیستم ک بخوام در خدمتش باشم هر دقیقه بگو کلافم کرده تا اونم حق مادرش بزاره دستش ،من مادر شوهرم فوت شده ولی یه مادربزرگ داره خود شیطان حتی شوهرمم بخاطر کارایی ک با من کرده بخواد بره دکتر یا جایی حتی دست بهش نمیزنه میگه یادم نرفته با زنم چطور برخورد کردی 

چ خاکی ب سزم بریزم همش داره اذیتم میکنه .

همه کاری براش گروم ن تشکر کرده ن چشم رو داره ن کاری برام میکنه ی بارم کاری نکنم فوری پشت حرف درمیاره  ..

همش گریه میکنم اخه چ هیزم تری بهش فروختم منو هدف کرفته😔😔😔😔😔😔

فامیلشون مرده من مراسم تشییع جنازه رفتم دخترش هیچ مراسمیشو نرفت ..ک نزدیک تره ب اونا ..شوهرم سرکاره کسی نیس منو ببره گفته بهار ازانس بگیره بیاد بریم .گفته بهارباید بیاد زشته نیاد ...چیکارکنم ..چرا زورمیگه اخه ازانس بگیرم برم اونارم ببرم کرایشو من بدم ..ک خانم اونجا تنهانباشه؟

متاسفانه باید حرفها را به جون بخری و یه عمر خودتو راحت کنی. خب حرف دربیاره و بزنه مگه چی میشه بیخیال

مهم نی؟خیلی عیبت میکنه ازش بدم میاد هرکاری بکنی ب رو خودش نمیاره اما اگه ی بار کاری برتش نکنی یا نتونی کاری کنی ..انقد اذیت میکنه 

عزیزم یه بار خودت راحت کن شوهرت بفرست جلو خودت تماشا کن بهش بگو نوکر مادرت نیستم ک بخوام در خدمتش با ...

اصن دلمو شکسته .اصن نمیخوام ببینمش ..ی ساله عروسش شدما ببین چیکارکرده ک اصن هیچ کفت نمیخوام ببینمش ..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز