یه مدت میگفت من شب ها یه دفعه شیفت وایمستم تو باید شب ها بری خونه مادرم من نمیزارم تو خونه تنها باشب منم میرفتم اونجا راحت نبودم .. چقد سر این دعوامون شد اما حرف خودش میزد اخر سر عید رفت بند عباس منم از عمد موندم خونه نرفتم ... این دیگه باعث شد من بمونم خونه ... دیشبم این رفتارش