2777
2789
ایول بهت عزیزم 😜😜

مخلصیم 🤪😁

از 13سالگی طلاق پدرومادرم و دچار افسردگی و بیماری دو قطبی 16 سالگی یه خودکشی ناموفق داشتم از 18سالگی دچار اسکیزوفرنی شدم،2سال بیمارستان روانی بستری شدم، 19سالگی یع تصادف سنگین و یک ماه تو کماه بودم،تو سن 14سالگی 3بار ترک تحصیل کردم چون حافظم ب شدت داغون بود،بدنم پراز جای تیغ بود و گل مصرف میکردم ولی الان من 22 ساله هستم با افسردگیم جنگیدم با بیماریم جنگیدم، من خوب شدم اره من تونستم، اینارو گفتم ک اوله راه جا نزنین و نا امید نشین ، من جنگیدمو الان دارم ب چیزایی ک میخوام میرسم(خانم دکتره آیندم) تو میتونی پس بیخیال خواستت نشو ، موفق باشی خوشگلم❤️💛مربی زومبا، تتو کار و ناخن کارم هستم😎😁باهم مهربون باشیم، هیچ کس از فردای خودش خبر نداره💛افسرده ها بیمار نیستن فقط دنیارو بیشتراز بقیه فهمیدن! من از اون آدماییم ک مینویسم ن اینکه نویسنده باشم، مینویسم، حرفامو مینویسم اما یه سری چیزارو نمیشه نوشت مثل یه چیزی بین بغض و اشک ک تو میبینی ولی بقیه نباید ببیننش💛

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خیلی ناراحتم احساس میکنم هر چی زحمت کشیدم ب بادرفت الکی کشیدم هر سختی تو این زندگی بود. حس میکنم دیگ ...

منم داغونم چی شده ؟

عمه جونم دلم برات تنگ شد چقد زود رفتی پیش خدا روزی نیست که یادت نباشم 
منم داغونم چی شده ؟

شب یلداتولد شوهرمه. دیروزبا خواهر شوهرم رفتم براش چی خریدم ی کاپشن خریدم با ی دستگاه ماساژور. ی تومن بخدا. بعد من کرجم با مترو رفتم تهران خواهر شوهرم باهام بود چون بامون زندگی میکنه بخدا از صبح تا شب بیرون بودم. برا اقا . بعد گفت موقع برگشتن بگین بیام سراغتون مترو کرج. دیگه با تاکسی نیاین خونه. کلی داشتیم داستان میبافتیم ک هر وقت چیارو دید گفت چین ما چی بگیم تا شب یلدا. بعد نشستیم تو ماشین البته کلی تو سرما نگهمون داش تا اومد سراغمون. بعد گفت چکارا کردین منم خواستم بپیچونمش ک یادش بره خرید کردیم گفتم هیچرفتیم یکم گشتیم بعدم رفتیم پیتزایی. دیدم گفت اونجا چکار کردین گفتم پیتزا خوردیم. گفت بعدچ کردین گفتم دلقک بازی کردیم ب خنده گفتم. دیدم زدزیر خنده باز گفت واسه چی دلقک بازی کردی دیگه هی داشتیم شوخی میکردیم میخندیدیم دیدم کلیک کردسر دلقک بازی هی کشش داد و صداشو برد بالا. منم بهش گفتم بابا شوخی کردم مثل کسی ک دیدی دنبال بهونه بگرده برا دعوا عین اب خوردن دعوایی درست کردبعدم اومدیم خونه دست روم بلند کردو رفت خوابید تو اتاق. منم رو مبل دراز کشیدم اولین بارمون بودجدا میخوابیدیم. صبح بیدار شدم بیدارش کردم بره سر کار همیشه خودش بیدار میشه ولی چون قهر کرده بودیم نمیخواست بره اینم اولین بارش برد. منم بیدارش کردم‌گفت نمیرم بوسم کن برم.منم ی ربع بوسش نکردم گفتم پاشو گفت تا بوسم نکنی نمیرم منم چراغو خاموش کردم گفتم نرو. اومدم باز رو مبل هندزفری گذاشتم یهو اهنگ ک خوند بغضم ترکید. دیدم اومد تو هال چراغو روشن کرد دید دارم گریه میکنم اهنگو گذاش تو گوشش باز مثل یکی ک بخواد دنبال دعوا بگرده گفت برا عشقت داری اهنگ گوش میدی گفتمش برا توعه. باز شروع کرد خیلی زد. منم خواهرشو بیدار کردم‌گفتم‌مگه من دیشب این اهنگو دان نکردم گفتم برا امین دارم گوش میدم گفت چرا گفتم ببین داره تهمت میزنه ب من خلاصه ی خورده هم خواهره رو زدبعدم رفت دوش گرفتو اومد کلی توهین کردو دید من خیلی عصبی ام داشت اذان میخوند منم گفتم اگ مردی بگو ته دلت ی درصد شک داشتی ک دارم برا یکی دیگه گوش میدم گفت ن میدونم برا کسی نبوده. گفتم پ اینکارا چیه.دیگه منو ک دید عصبی اومد بوسم کرد معذرت خواهی کرد از خواهرش معذرت خواهی کردرفت. اینم بگم اولین بارش بود ک تهمت میزد. تمام بدنم کبوده بببینی وحشت میکنی. خیلی ناراحتم نمیتونم ببخشمش نمیدونم چرا موندم بابام اگبفهمه دس روم بلند کرده سرشو میکنه

شب یلداتولد شوهرمه. دیروزبا خواهر شوهرم رفتم براش چی خریدم ی کاپشن خریدم با ی دستگاه ماساژور. ی تومن ...

چش بود جنا اومد بودن سراغش

عمه جونم دلم برات تنگ شد چقد زود رفتی پیش خدا روزی نیست که یادت نباشم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792