میخواهم بنویسم اما نمیدونم از چی بنویسم
از خنده های دروغین مینویسم...؛
خیلی وقته که خنده ی از ته دل کوله بارش
را جمع کرده و به سفری طولانی
رفته ...هرچه منتظرم که برگرده دوباره بخندم, اما اون انگار که قصد بازگشت نداره میدونه چشم به راهشم اما نمی آید
میدونه بدون اون تمام خنده هام "دروغه"
اما باز هم نمی آید..
بی انصاف نمی آید..ولی نا امـید نمیشوم
اونقدر از روی ظاهر میخندم
اونقدر صبر میکنم تا دلش به حالم بسوزد برگردد..من ایمان دارم که روزی از ته دل خواهم خندید_چون یکی آن بالاست که هوای این دل را دارد
پس می آید آن روزی ڪه بی صبرانه منتظرش هستم...💛
میترا_عزیزی#