2821
2789
عنوان

پسر

102 بازدید | 5 پست

من با یه اقایی دوستم خلاصش تو تایپیکام هست چند وقت پیش باعث شد بینمون بهم بخوره ولی باز بهم برگشتیم و بهم گفت من به رفیقم قسم جون پدرمو خوردم باهات نباشم ولی دلمم تورومیخاو بین این دوتا موندم ولی میبینی ی روز قربون صدقم میره ی روزم از صدتا غریبه غریب تره.

همشم میگه من قسم جون بابام و خوردم میگه حالم بده میخام تنها باشیم 

کسی هم تو زندگیش نیست

قراره چند روز دیگه همو ببینیم باهم حرف بزنیم اگه ب نتیجه ای نرسیدیم کات کنیم

ب نظرتون چی بهش بگم؟

اخه پسر خیلی خوبی بود ولی سر اون قضیه خیلی از دستم ناراحت شد و میگه نمیتونم باهاش کنار بیام

چیکار کنم چی بش بگم درست بشه

نمیخام التماس و این چیزا بکنم خودمو خرد کنم

منطقی حرف بزنم از ترحم بدم میاد

یه خلاصشو اینجا بگو دنبال تاپیکت نگردیم

اولش نمیخواستم باهاش باشم میخاستم ار طریق این انتقام  بگیرم لز دوستش.دوستش رل اولیم بوود بعد ازش خوشم اومد و دوستش داشتم.اون پسر اولی باش دوست بودم برگشت من به این پسره گفتم گفتم ک اول هدفم انتقام بود الان ولی خیلی وقته دوست دارم ناراحت شد و اینکه رفیقشم قسم بهش داده با من حرف نزنه 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

به نظرم بیخیالش شو منطق اینو میگه.چون هر وقت تو رو ببینم یادش میفته حتی اگه بگه فراموش کردم .. کار شما هم ته بی انصافی بوده

خدایا هوای بنده های دلشکسته رو بیشتر داشته باش آخه تنهایی بد دردیه...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792