ایکارو جدیدا میکنم چپ چپ نگام میکنن واخم وتخم میکنن....حتا یه بار گذاشتم دختراش کارکنن اوناهم تکون نخوردن منم همینطور....بعد یکی دیگش باکمال پررویی بهم گفت چرااونروز مامانم غذاپخت وچطور به خودت اجازه دادی بزاری مادرم غذابپزه...من کارنکنم اون یکی جاریم خودشو میکشه واسشون بعد هی اونو میکوبن توسرم