من چند سال اونجا بودم .تازه دو ساله اومدم خونه خودم میدونم چقدر سخته .تازه حالم خوب شده تازه موهام در اومده.بخدا رفتم ارایشگاه.ارایشگره تا موهامو دید گفت وای خدای من.تو چه فشار عصبی بودی که موهات همچین شدن.اورد منو نشوند یطرف گریه کردم
گفت چرا گریه میکنی گفتم پدرم تازه فوت کرده برا همین گریه میکنم
خجالت کشیدم اخه چی میگفتم