الان دو هفتس شوهرمو ندیدم
یه بار برداشته مادربزرگشو برده دکتر چون کرونا گرفته بود در صورتی که هزار نفر دیگم بودن ک میتونستن اینکارو کنن
سر همین گف میترسم ناقل باشم فعلا همو نبینیم
حالام رفته داروخونه داروهاشو بگیره
همش خودشو در معرض مریضی میذاره
بعدم من بیچاره باید ازش دور بمونم
گوه بزنن زندگیمو با این شوهر کردنم...