رفتم پیش مشاور..از راه کاراش استفاده کردم.. به شوهرم هرچقدر گفتم بریم مشاوره نیومد
چله زیارت عاشورا، و سوره مزمل و طلاق و ذکر یا ودود همه رو خوندم از راه محبت جلو رفتم عصبی میشد صبوری میکردم درست نمیشد کاری به کارش نداشتم بازم تاثیری نداشت
دعا کردم برازندگیمون گریه کردم ب خدا التماس کردم به خودش گفتم دوسش دارم زندگیمونو دوست دارم
ولی نشد
زندگی مشترکمون به سال نکشید💔
فکر نمیکردم طلاق اینقدر سخت باشه
میخوام بگم دعاکنید خدا بهم صبر بده ولی دیگه به دعا هم اعتقاد ندارم به هر دری زدم نشد
حالم از ازدواجای الان بهم میخوره اینقدر که راحت ولت میکنن
فقط میخوام بدونم اخه چرا؟ چرا زندگی من، چرا بخت من اینقدر سیاه بود که هیچ راهی نداشت
با چه امید و آرزویی شروع کردم زندگیمو باچه ذوق و عشقی
ولی از ماه اول هی خراب تر شد
چی فکر میکردم چی شد
قلبم تیر میکشه کارم دیگه از گریه گذشته خدام صدامو نمیشنوه