2777
2789
عنوان

خاطرات

82 بازدید | 9 پست

بهترین وقشنگ ترین لحظه عمرتون کی بود

من خودم اول بگم من لحظه های خیلی خوبی داشتم تو زندگیم .یکیشونو میگم روزخاستگاری وقتی داشت باهام حرف میزددلم ریخت 😍😍لحظه عالی بود برامن.

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خاطرات شمال محاله بادم بره😁

خخخخ اره وقعا نامزدی شمال رفتم محال یادم بره😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت 

کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش غش میخندید یکی گیتار میزد یادش بخیر یه مدت دف میزدم 



پارک اب و اتش رو تابستون و زمستون پایه بودیم البته هنوزم همونجوریم فک میکنم خدا این لحظه هارو هدیه داده بهم

من رها هستم و دلیلی برای قید و بند داشتن ندارم
من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت  کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش ...

کافه ها تعطیل می شدن تو خیابون مافیا بازی میکردیم ماگ هایی که روش شعر داره چه خاطرات خوبی دارم میسازم

من رها هستم و دلیلی برای قید و بند داشتن ندارم
من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت  کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش ...

زمان هم چیز خوبیه هم بد بدیش اینه که لحظه های خوبت زود تموم میشه .وخوبیش اینه که لحظه های بدت زود تموم نمیشه

اووووف جمله سنگین بود تنفس اعلام میکنم😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

تنفسس

خخخخ.من یه پسر چهارساله دارم سر بچه دومم که رفتیم سنو وقتی گفت دختره انقدر خوشحال شدم که خدامیدونه خجالت نمیکشیدم از خوشحالی میزدم تو صورت دکتر😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  16 ساعت پیش
توسط   aypari  |  18 ساعت پیش