2777
2789
عنوان

خاطرات

83 بازدید | 9 پست

بهترین وقشنگ ترین لحظه عمرتون کی بود

من خودم اول بگم من لحظه های خیلی خوبی داشتم تو زندگیم .یکیشونو میگم روزخاستگاری وقتی داشت باهام حرف میزددلم ریخت 😍😍لحظه عالی بود برامن.

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

خاطرات شمال محاله بادم بره😁

خخخخ اره وقعا نامزدی شمال رفتم محال یادم بره😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت 

کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش غش میخندید یکی گیتار میزد یادش بخیر یه مدت دف میزدم 



پارک اب و اتش رو تابستون و زمستون پایه بودیم البته هنوزم همونجوریم فک میکنم خدا این لحظه هارو هدیه داده بهم

من رها هستم و دلیلی برای قید و بند داشتن ندارم
من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت  کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش ...

کافه ها تعطیل می شدن تو خیابون مافیا بازی میکردیم ماگ هایی که روش شعر داره چه خاطرات خوبی دارم میسازم

من رها هستم و دلیلی برای قید و بند داشتن ندارم
من نصف زندگیم تو انقلاب گذشت  کافه های کئچیک و ادمیایی که رو زمین نشته بودند و هرکیاز یه ور غش ...

زمان هم چیز خوبیه هم بد بدیش اینه که لحظه های خوبت زود تموم میشه .وخوبیش اینه که لحظه های بدت زود تموم نمیشه

اووووف جمله سنگین بود تنفس اعلام میکنم😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

تنفسس

خخخخ.من یه پسر چهارساله دارم سر بچه دومم که رفتیم سنو وقتی گفت دختره انقدر خوشحال شدم که خدامیدونه خجالت نمیکشیدم از خوشحالی میزدم تو صورت دکتر😂😂😂

فولاد چیزی داره به اسم نقطه‌ی تسلیم. جایی که انقدر تنش بهش وارد می‌شه تا قابلیت کشسانی خودش رو از دست بده. بعد از اون دیگه به شکل اولیه برنمی‌گرده، برای همیشه تغییر می‌کنه. آدمیزاد هم همینه، تا یه جایی می‌تونه به خودش بقبولونه که بعد از هر ضربه، هنوز همون آدم سابقه اما اگه از نقطه‌ی تسلیمش بگذره، یه چیزی درونش برای همیشه عوض می‌شه. بعد از اون هر درد کوچیکی، یه قدم به فروپاشی نزدیک‌ترش می‌کنه.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108