رفته بودم یه سفره خونه باشوهرم
یه خانومه اومد باکفش ۱۵ سانتی آرایش غلیظ یه مانتو توریه سفید جلو باز
با یه تا پ دو بنده ی مشکی که یقش کاملا بازه باز بودونیم تنه
شلوارشم ریون بود جلوش توری درشت بود ازکمر تازانو چندتا هم پارکیه بزرگ
تعادل نداشت واسه راه رفتن بس که کفشش بلند بود
کفش وکیف ورژش قرمز بود
کسایی که کنارش بودن معمولی بودن
آقاعه هم دستشو گرفته بود بهش میگفت آبجی