2777
2789
عنوان

..:.. ساعت

113 بازدید | 10 پست

ساعت 

۰۰:۰۰

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیر کردی ی دقیقه شد 😂😂

اره😅

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏
الان شد ۰۰:۰۲

۰۰:۳

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏

۰۰:۴

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏

ساعت عاشقی هستش

راستش هروقت میبسنم یاد خاطراتم میفتم

هرشب وقتی تلفنی حرف میزدیم اگ چهارتا صفر میشد یهو منو مشغول میکرد چهارتا قلب میفرستاد بعدش من دعواش میکردم چرا مشغولم کزد یادم رفت بفرستم 

یا وقتی من سرشو مشغول میکردم و زود میفرستادم اون دعوام میکرد😂عجب شبهایی بودهاا

ساعت عاشقی هستش راستش هروقت میبسنم یاد خاطراتم میفتم هرشب وقتی تلفنی حرف میزدیم اگ چهارتا صفر میشد ...

آخه...بهم زدین؟

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏
آخه...بهم زدین؟

بهم زدن 

راستش خانواده هامون راضی نبودن و یه ماهی هس جداشدیم میگفت به نفع دوتامون با اینکه زیاد همو دوس داشتیم وری دوتامون هم نتونستیم بی احترامی کنیم بهشون و حرفشونو زمین بندازیم

بهم زدن  راستش خانواده هامون راضی نبودن و یه ماهی هس جداشدیم میگفت به نفع دوتامون با اینکه زیا ...

ای بابا ...

شاید قسمت بوده انشالله آینده ات درخشان باشه

دیگر از رفتن به دکتر زنان متنفرم اصلا خاطرات خوبی ندارم هر چه خاطره است یاس و ناامیدی است دست خودم نیست هر بار که با تست منفی روبرو میشوم تمام آرزوهایم یکباره خاموش میشود،تا به کی اینهمه صبر؟؟ خسته ام از نگاه های پرسش گر دیگران 😔خدا کاری بکن🙏
2790
2778
2791
2779
2792