سلام رفقا . گاهی اوقات میشه که وابسته به یک خواسته میشی و اون خواسته ملکه ذهنت میشه ، ملکه ذهن هم که بشه ، هر کاری میکنی ، تا به اون خواسته ات برسی . خواسته ای کاملاً منطقی ، اخلاقی و ... . به هر صورت که می دوی ، اما اون بیشتر سرعت میگیره و بهش نمیرسی ، خیلی ها میگن ، مانعی چون مصلحت ، سر راهت قرار گرفته که ، نمیرسی . خب مگه خدا نمیگه ، بخوانید مرا ، تا اجابت کنم شما را !؟ مگر برای خدا سخت هست خواسته ما را ، چون مصلحتمون قرار بده ! خیلی ها میگن ، سنگ گناه هست ، که جلوی سرعت دویدنت رو میگیره ! خب ، گناهی بدتر از حق الناس هست ، که نبوده ! و ... ، مؤمن هم نیست ، اما کافر هم نه ! و ... خیلی ها میگن ، این نشد ، خدا بهتر از خواسته ای که داشتی رو ، برات برآورده میکنه ! خیلیم عالی ! ولی خواسته ای که من داشتم ، ی بازه زمانی داشته ، اگر اون بازه بگذره ! نه عقلانی و منطقی هست که اون بازه برگرده و بهش برسم ! و من نیازی به اون خواسته ، که بهش برسم !!! اما خودم ، با اینکه این ها رو قبول دارم ، ولی سنگ اندازی عده ای از خلق خدا رو ، در این موانع نمیبینم ! چرا که پارتی ، حرف اول رو میزنه ، در همه جا ! و باز من میمونم و این سؤال ، که مگر چه چیز سخت و باورنکردنی رو میخواستم ، که هر چه دویدم ، اما دریغ از یک رسیدن !!!