ن رابطه نداشتیم
چوناصلا از اولشمدلم به ازدواج راضی نبود به دلیل شرایط مالی و اصرارای پدر مادرم قبول کردم
مادرم امروز جای ایمکه پشت من راشه اومده میگ همه اینجورین این زمونه ولی نمیخاد بفهمه من ادمینیستم این شرایطو تحمل کنم حاضرم تا اخر عمرم تنها زندگی کنم ولی با همچین مردی نباشم
مامانم عکس العمل خاصی نشون نداد فقط بهش گفت کارت زشته کمی نصیحتش کرد
ولی من قضیه واسم خیلی جدیه بنظرتون خودم برخورد جدی باهاش داشته باشم حلقمو پس بدم؟
امروز به مامانم سپردم پس نداد