بچه ها دوباره بعد دوسال برگشته
دیشب زنگ زد باهمگریه کردیم پشت تلفن
ولی اون نیست
بهمگف این مدت برای اینکه فراموشتکنم مشروب میخورم
دیروز سه پاکت سیگار کشیدم
بچه ها اصلا این شکلی نبود
من ولش کردم رفت اینطوری شد.
نمیدونم الان خوشحال باشم یا ناراحت
ی ترسی ته دلمه
من همه چیو باهاش تجربه کردم
هیشگی برای من اون نمیشه
ولی میترسم
خیلی میترسم🙁