2821
2789

داییم تعریف میکرد که جن عاشقش شده بود زن بود موهاش بلندو زیبا میگفت شب تاصب بغلش میخوابید زنم داشتا.میگفت باهام حرف میزد.یبار به زنش گفت زنش باور نکرد دایمم به جنه گفت اون لیوانو از رو تاقچه بنداز اونم انداخت زنداییم بشدت ترسیده بودو جیغو داد .داییمو ولنمیکرد تا دعابراش گرفتن .هنوزم با شوق تعریف میکنه ازش

همین دیشب تو حال خونمون تنها نشسته بودم شوهرم رو تخت بود اخرای شب بودش دخترمم رو تختش خواب من داشتم گربه تقریبا کوچولویی دارم شیر میدادمش یهو حس کردم یکی از جلوم داره میاد نگا کردم کسی نبود دیدم از کنارم رد شد صدای پاهاشو حتی شنیدم یهو گربه ول کردم اطرافم هی نگا کردم چیزی ندیدم فقط حسش کردم و مطمعنم اشتباه نکردم اولش فکر کردم شوهرمه رفته اشپزخونه دیدم ن بابا یهو نگا گربم کردم دیدم زل زده تو چشام خیره نگاه میکنه خیلی ترسیدم ولش کردم اومدم تو اتاق ب شوهرم گفتم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همین دیشب تو حال خونمون تنها نشسته بودم شوهرم رو تخت بود اخرای شب بودش دخترمم رو تختش خواب من داشتم ...

نمیدونم چی بودش ولی فکر کنم همون جن باشه  .یه بار دیگم اشغالارو دم در گذاشتم شوهرم صب ببره بیرون از خواب پاشدم دیدم نبرده کلی غرغر کردم با خودم یهو از اشپزخونه برگشتم ک به دخترم بگم نگا بابا اینارو نبرده تو ببر دیدم اشغالا نیست😑😑گفتم تو بردی میگه ن منکه تازه بیدار شدم گفتم الان اینجا بود پس چی شد زنگ زدم شوهرم گفت من همون صبحی ک رفتم اونارو برده بودم😑😞اصلانم ادم توهمی نیستما خیلی دقیقم و خبال پردازم نیسم ک بگم توهم زده بودما

2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز