من ن تا حالا با این 23 سال عمر با خانوادم کافی شاپ و رستوران رفتم ن مسافرت آنچنانی ن تفریحات درست حسابی بشدتم محدودم و خانوادم سنتی همشم تو خونمون دعواست و من از این زندگی خسته شدم
اونوقت بابام بحث ازدواجم ک میشه میگه تا الان براش کم نذاشتم، نذاشتم آب تو دلش تکون بخوره از الان ب بعدم همینطور مورد خیلی عالی اومد شوهرش میدم نیومد میخوام ترشیشو بندازم😐
حالا همین بابام روزی س وعده با هم دعوا و بحث داریما
من این روزا اکبر آغا قصاب سیبیل کلفت سر کوچه هم از جلو خونمون رد شه بلند جیغ میزنم قبِلتُ