زن عشق زايد و تو برايش نام انتخاب میكنی، او درد میكشد و تو نگران از اينكه بچه دختر نباشد! او بی خوابی میکشد و تو خواب حوريان بهشت میبينی، او مادر میشود و همه جا میپرسند نامِ پدر!
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...