2777
2789
عنوان

حس دلسوزی؟؟؟؟؟

72 بازدید | 17 پست

سلام خانومیا، شبتون بخیر

بچه ها من اخیرا ی سری اتفاقای بد برام افتاد میدونم یکم حساس شدم اما یکیشون باعث شد بهم بربخوره

من تو محیط کارم توی وقت آزادم میرفتم ی بخش دیگه کمک میکردم. مدیر اون بخش مشکلی نداشت. اما این هفته کلا قیافه گرفت من اصلا موندم برا چی بعد به یکی از همکارا که با من صمیمیه گفته بود فلانی میاد اینجا نمیخوام مدیر خودش فکر کنه من ازش کار میکشم. من دیگه نرفتم بخششون. بعد همیشه من با اون همکار صمیمیم که تو اون بخشه برمیگشتم خونه امروز تنها داشتم میومدم بعد منو دید تو راه پله ها گفت چرا داری تنها میری؟ بذا دوستتو صدا کنم.

میدونید من مشکلی با تنها موندن و تنها برگشتن و اینا نداشتم اما کارایی که کرد بلعث شد حس بدی به من دست بده انقد که امروز فک کردم داره بهم ترحم میکنه  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

😑😑😑😑 ی جوری بهش بگو یا نشون بده باتنهاییت مشکلی نداری

خودمم قصدم همینه میخام حتی ناهار هم تنها برم غذامو بیارم تو اتاقم بخورم. من واقعا قصدم این بود که بهشون کمک کنم نه اینکه تنهاییمو پر کنم

یا یه مدت با یکی گرم بگیر خوش و بش کن  ک ولت کنه

میدونید جالبیش چیه ازون طرف به اون همکارم اونجوری گفت اما قبل ازینکه به گوش من برسه منو صدا کرد بخشش گفت شما چرا انقد کم پیدا شدین هر وقت خواستی بیا ازینجا هر چی مخای بردار ازین حرفا

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز