سلام خانومیا، شبتون بخیر
بچه ها من اخیرا ی سری اتفاقای بد برام افتاد میدونم یکم حساس شدم اما یکیشون باعث شد بهم بربخوره
من تو محیط کارم توی وقت آزادم میرفتم ی بخش دیگه کمک میکردم. مدیر اون بخش مشکلی نداشت. اما این هفته کلا قیافه گرفت من اصلا موندم برا چی بعد به یکی از همکارا که با من صمیمیه گفته بود فلانی میاد اینجا نمیخوام مدیر خودش فکر کنه من ازش کار میکشم. من دیگه نرفتم بخششون. بعد همیشه من با اون همکار صمیمیم که تو اون بخشه برمیگشتم خونه امروز تنها داشتم میومدم بعد منو دید تو راه پله ها گفت چرا داری تنها میری؟ بذا دوستتو صدا کنم.
میدونید من مشکلی با تنها موندن و تنها برگشتن و اینا نداشتم اما کارایی که کرد بلعث شد حس بدی به من دست بده انقد که امروز فک کردم داره بهم ترحم میکنه