من 6 هفته است حامله ام.. خواهر شوهرم 7 ساله ازدواج کرده..استرالیا هم زندگی میکنه... حالا بماند که بعد 6 هفته بهش گفتن که ناراحت نشه... حهته هم که فهمیده یه زنگ نزد که بهم تبریک بگه... تازه به جاریم پیغام داده گفته که مگه من بهش نگفته بودم که قبل از من باردار نشه...
طراحی داخلی...چیدمان..دکوراسیون داخلی...با نازلترین قیمت http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=672610
زندگیم الان بین دو بیت گیر کرده ، نمی دونم چکار کنم! یکی میگه : برخیز و مخور غم جهان گذران ...تا پا میشم میگه : بنشین و دمی به شادمانی گذران .... فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی مشخص بشه
عیب نداره عزیزم از این آدمها همیشه تو فامیل هست نگران نباش من که جاریم تا هفته 15 بهم زنگ نزد تبریک بگه
گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد ، که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . ......منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن، بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای پروردگار جهانیان
عزیزم اولا بهت تبریک میگم خیلی مبارک باشه،،شما منو یادِ خواهر شوهرم انداختی،،چند وقت پیش که هامله شدم با مامانش تلفن گفتیم بعدش اصلا و اصلا تلفن نکرد که تبریک بگه با اینکه به ظاهر خیلی خیلی با هم خوب هستیم،،ولی نمیدونی روزی که سقط کردم چقدر خوشحال شده بود انگار از خوشحالی نمیدونست چیکار بکنه،،توروخدا برام دعا کن که دوباره حامله بشم