ما قبلا ماشین نداشتیم رفتیم شهرستان برای نوروز
شب خونه فامیلا دعوت بودیم گفتن قبل شام که بیاید برید عید دیدنی و گفتن با ماشین ما برید
قبول کردیم ماشین هم پرشیا
خلاصه تو شهر تصادف کردیم اخ از خجالت مردم
خسارتو دادیم که از بیمه اش استفاده نکنه
ولی شب که همدیگه رو دیدیم خانواده اشون چقدر دلداریم دادن اخه من بغض کرده بودم از خجالت ولی اصلا حرف و تیکه ای ننداختن و من تا همین الانم ممنونشون هستن که برام احترام قائل شدند
توبه کردیم ماشین کسی نگیریم