شما میگید که شق القمر اتفاق نیوفتاده
من میگم باشه اتفاق نیفتاده ولی فلان بار هس شیار دایره ای هس ، شبیه مابقی شیارها نیست ،
اصل رو بر اتفاق نیفتادن قرار دادم ولی از شما که مطمئن هستید اتفاق نیفتاده سوال دارم ، دلیل این شواهد چیه ؟
مثلا پلیس میتونه ثابت کنه قتل اتفاق نیفتاده ولی دلیلی هم برای مدارک پیدا شده داره ، حتی صحنه ی جرم رو بازسازی میکنن تا دقیق بفهمن چی به چیه ...
حالا من عقیده ی خودم رو دارم چون میگم در دینم این مسئله هس پس باید روش تحقیق کنم ،
و بعد از ارزیابی میفهمم که نشانه هایی از اون ماجرا هست به کلی رد نشده شواهد هست ، پایه ی علمی داره ، نقض نشده ، ، بر حسب اعتقادات خودم صبر میکنم تا پلیس قاتل رو دستگیر کنه ،
ایا میتونم بیام به همه بگم علم قطعیت حرف منو تایید کرده و دنبال اثبات این مسئله به غیر مسلمان باشم ( کاری که شما می کنید ) ّّّّّّّّ
از اون طرف شما این اتفاق رو قبول ندارید ، ولی مدارکتون هم برای رد این اتفاق کافی نیست ولی اصرار دارید که مدارکتون کامله ،
خب من از شما که مدارکت کامله باید سوالاتی بپرسم که قانع بشم ، و پرسیدم
ولی شما جوابی نداشتید ... پس مدارکتون ناقصه
پس شما هم بر حسب عقیدتون باید صبر کنید که پلیس مدارک شما رو تکمیل کنه ...
ولی شما با همین مدارک ناقض اصرار کردید که من ثابت کردم ، ثابت کردم ،
اثبات به حرف نیست به جواب داشتن به همه ی بعد های مسئله اس ، پس برای مسئله ای که هنوز به قطعیت نرسیده چطور میتونید از اثبات استفاده کنید ؟
این میشه پافشاری غیر منطقی و افراطی !