من مسئله ای رو اثبات نمیکنم ما این جا در محیط تبادل نظر هستیم من میتونیم یک عقیده رو بنویسم و انسانهای دیگه سوالاتی بکنن وجوابی بخان و دنبال دلیل باشن نظراتم ممکنه مخالف و موافق داشته باشه ولی کاری که انجام میشه "تبادل نظره" ... من برای کسایی که دنبال اثبات باشن لینک های علمی میدم تا خودشون دنبال قانع شدن برن ولی سوالات در مورد نظراتم رو جواب میدم و نظرات بقیه رو هم ارزیابی میکنم تا متمدانه در مورد فکرهامون تبادل اطلاعات کنیم. نه من وظیفه ای در قبال مسلمان کردن کسی دارم و نه کسی وظیفه ای در قبال مسلمان شدن با این مطالب ولی فهمیدن نظرات همدیگه میتونه به هر دو طرف کمک کنه ...
ایمان قلبی مسئله هست که بین من و خدای منه من نمیتونم با کلمات حس هام رو تعریف کنم چون کلمات ابزار کاملی برای بیان یک حس نیست و حتی عامل سوتفاهم هاست و نمیتونم انتظار داشته باشم کسی حس منو دقیقا به اون صورت که من حس میکنم حس بکنه ولی میتونم از راه فکری و علمی در مورد نظراتم حرف بزنم و بشنوم و از طریق ارزیابی به یک نقطه مشترک برسیم و حتی نرسیم ولی نظرات مخالف نظراتم رو بفهمم و دنبال جواب باشم ...این گفتگوهاست که باعث پیشرفت فکری آدمهاست
بله راه درست اینه که ایمان به خدا داشته باشیم با عنوان قدرت برتر ، ولی متاسفانه همیشه نمیتونیم بگیم خدا گفته پس انحام بده ، امروزه سوال میپرسن چرا خدا گفته ؟ و اصلا از کجا معلوم که خدا گفته باشه
و ما باید یک دلیلی بیاریم که نشون بده در این کار گفته شده علم یک قدرت برتر وجود داشته و بشر با عقل ناقص نمیتونه این کار رو ضروری اعلام کنه ..
در زندگی شرایطی پیش میاد که اوضاع بر خلاف یک عقیده میگذره و انسان رو دچار تردید میکنه اگه مغز قانع نشه قلب با این شک ها نمیتونه زندگی کنه چون همه ی انسانها به "یقین" که مرحله ی آخر ایمانه نمیرسن و یهویی هم نمیشه به یقین رسید ... پس بهتره از همه ی ابعاد استفاده کنیم و همه رو در نظر بگیریم .
و راه رسیدن به قطعیت ادمها هم مشترک نیست .
ایمان و شک در تضاد هم نیستن ایمان یعنی شکی وجود نداشته باشه بلکه شک از راه های رسیدن به جواب برای رسیدن به ایمانه ...