2777
2789
عنوان

«شعر٩»

| مشاهده متن کامل بحث + 69253 بازدید | 13597 پست

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”


چون وقتی یه سنگو تودریا میندازی

فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه


وبرای همیشه محو میشه


ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره!


من سعی می کنم مثل دریا باشم

فراموش کنم سنگها یی که به دلم زدن


با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم.🍁🍁🍁🍁

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

پنج شنبه هست ....خدا رحمتشون کنه 🌹🖤

بسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿ 1 ﴾ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿ 2 ﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿ 3 ﴾ مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿ 4 ﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿ 5 ﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿ 6 ﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿ 7 ﴾ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤) اَللّهُــمَّ صَّــلِی عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــد وَ عَجِّــل فَرَجَهُــم** اَللّهُــمَّ صَّــلِی عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــد وَ عَجِّــل فَرَجَهُــم** اَللّهُــمَّ صَّــلِی عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــد وَ عَجِّــل فَرَجَهُــم** اَللّهُــمَّ صَّــلِی عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــد وَ عَجِّــل فَرَجَهُــم** اَللّهُــمَّ صَّــلِی عَــلَى مُحَمَّــدٍ وَ آلِ مُحَمَّــد وَ عَجِّــل فَرَجَهُــم

میگن وقتی سجده میکنی فکر کن سرت رو روی پای خدا گذاشتی از وقتی شنیدم دلم نمیخاد سرمو از سجده بردارم .......

به یک دیازپام خیلی قوی نیازمندیم جهت بیدار نشدن در غروب جمعه ..................................!!

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             
خیلییییی ممنونم عزیزم همیشه گفتم تعریفای تو  زیباتر میکنه شعرای منو❤❤❤❤❤   بی نهایت سپاس ...


عزیزدلم این حس خودته که شعراتو انقدر زیبا میکنه من فقط میبینم ومیخونم وحسمو میگم هرجیزی که بود وشد توهیچوقت شعر گفتنو ترک نکن حیفه واقعا شعرات زیبان 🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹🌹😍😍😍

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم 🖤❤ خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم ❤🖤

رَنج‌ها بردیم! و آسایش نبود اندر جهان؛

ترکِ آسایش گرفتیم؛ این زمان آسوده‌ایم...

سعدی#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

اگر درد را احساس کردی

"زنده ای"

اما اگر درد دیگران را احساس کردی

"انسانی"


چه زیبا گفت مولانا...

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ

برای هیچ

بر هیچ مپیچ

دانی که از آدمی، چه ماند پس مرگ؟

عشق است و محبت است و باقی همه هیچ

 


میگن وقتی سجده میکنی فکر کن سرت رو روی پای خدا گذاشتی از وقتی شنیدم دلم نمیخاد سرمو از سجده بردارم .......

ما نیز شعری سرودیم بهر دلتنگی او ..

او نیست که بخواند بهر دلتنگی ما ..

💎

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن...

بی نهایت لبخند می زنن..

این لبخند شاید تو نگاه اول حسِ گذشت بده..

اینکه «هر زخمی زدی، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت..

من فراموش می کنم »..

ولی آدم های صبور هیچوقت 

هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن..

زخمارو می شمارن..

حرفارو مرور می کنن و همچنان لبخند می زنن..

یه روز که صبوری دیگه جواب نداد، 

با همون لبخند تو یه چشم بهم زدن 

برای همیشه فراموشت می کنن..

انگار که هیچوقت تو زندگیشون نبودی..

آدم های صبور تا یه جایی میگن فدای سرت...


حسین_حائریان# 💎💎

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خودکشی

unique_girllll | 10 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز