2777
2789
عنوان

«شعر٩»

| مشاهده متن کامل بحث + 69182 بازدید | 13597 پست

چه شده ؟

چقدر دلگیر‍‍ی ...!

چه شده که یک دم هم سراغی از ما نمی‌گیری ؟

یادت هست ؟

من همانم که برایش میمیری ...


#مینا_حسینی


باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

من آسمان پر از ابرهای دلگیر‍‍م

اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم


#فاضل_نظری


باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دیگه کاراشو نمیفهمیدم

مث وقتایی که حرفاشو نمیفهمیدم

بهونه گیر شده بود غر میزد گریه میکرد قهر میکرد ولی بازم حرف میزد

یه شب نشستم روبه روش گفتم بگو حرف بزن بگو چی شده از چی دلگیر‍‍ی

اشک گوشه ی چشمشو پاک کرده گفت

چقدر دیر پرسیدی

گاهی نباید صب کرد تا آدما خودشون حرف بزنن گاهی باید خودمون ازشون بپرسیم.


باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

مجردها در آرزوی ازدواج

متاهلها دلگیر ازهمسر

شاغلان نالان ازشغلشان

بیکارها دنبال شغل

فقرا درحسرت ثروتمندان

ثروتمندان پر از دغدغه

وهیچکس نمی داند

تنها فرمول خوشبختی

قدردانستن داشته هاست


باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
سعدی❤ به راهِ بادیه رفتن؛ بِه از نشستنِ غافل! که گَر مُراد نیابم؛ به قَدرِ وُسع بکوشم... سعدی ...

اصلاح می کنم:

بِه از نشستنِ "باطل" درسته نه بِه از نشستنِ "غافل"

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

.

مهم تر از لبخند "چشمخند" است...

گاهی لبانت به خنده باز می شود اما

چشمانت غمی را به دوش میکشند!

گاهی صدای قهقهه هایت در فضا میپیچد اما

در عمق چشمانت گریه پنهان شده است!

گاهی به ظاهر خوبی اما

چشمانت چیز دیگری را نشان می‌دهند! 

"چشم ها" این دو گردالی کوچک

چه رازها که در دل سینه نگه میدارند و

چه شکست هایی را که بروز نمیدهند!

نکند حواسمان پرت خنده‌ی تصنعی کسی شود

و چشم‌هایش را از یاد ببریم!

زبان چشم ها را فهمیدن کار سختی نیست؛

کافیست جنس غم را بلد باشی..♣️

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

مَریز دانه که ما خود اسیرِ دامِ توایم

زِ صیدِ طایرِ بی بال و پَر چه می خواهی!؟

اثر زِ ناله یِ خونین دلان گریزان است

زِ ناله؛ اِی دلِ خونین! اثر چه می خواهی؟

به گریه بر سر راهش فِتاده بودم؛ دوش

به خنده گفت از این رهگذر چه می خواهی؟

نهاده ام سرِ تسلیم زیرِ شمشیرت!

بیار بر سَرم ای عشق! هر چه می خواهی...

رهی-معیری#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،


ولی کسی دوست ندارد که بمیرد …!

 

باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد …!  

گر حیاتِ جاودان بی عشق باشد؛ مرگ باشد!
لیک مرگِ عاشقان باشد حیاتِ جاودانی...

شهریار#  


مرگ را می دوست ...

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

تهران ، استانبول ، پاریس ، …

فرقی نمی‌ کند کجا باشی ،

همه‌‌ ی شهرها

زشت و غم‌ انگیزند

به‌ وقتِ خستگی!

💎

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

*می کوشم غم هایم را غرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شنا کنند ...


 


باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

جمعه ميتواﻥلبخند زد

قلبهارا اینچنین پیوند زد

جمعه میتوان محبوﺏشد

میتوان باڪلِ عالم خوﺏشد

جمعه همدليﺭا باﺏڪن

بامحبت غصہﺭاڪمیاﺏڪن

جمعه‌‌تون پراز لبخندخدا

الهی خواسته هامون بشه داشته هامون،آمین💞

ﺩﯾﺸﺐ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﻋﻮﺍﯾﻢ ﺷﺪ 
 
ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﺮ
 

 
ﮐﺮﺩﯾﻢ
 
 
 
 
 
 
 
 
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮔﻔﺖ
 
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺸﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﻪ " ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ "
 
ﻣﯽ ﺁﻣﺪ
باشه =لطفا خفه شو سرمو خوردی،افرادی که دنبال دعوا هستن رو اصلا جواب نمیدم پس فکر نکنید جواب ندارم که بدم ده برابر شما جواب دارم منتها آدم حساب نمیکنم یه عده رو  (امضام مخصوص کاربرای بیشعوره از بقیه معذرت میخوام )

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید ،

خار رنجید ولی هیچ نگفت 


ساعتی چند گذشت ، گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی نزدیک آمد ، گل سراسیمه ز وحشت افسرد !


لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید ،

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید ، گل صميمانه به او گفت سلام...


گل اگر خار نداشت ، دل اگر بی غم بود ، اگر از بهر كبوتر قفسی تنگ نبود ،

زندگی ،

عشق ،

اسارت ،

همه بی معنا بود . . . .

💎

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز