من از ۱۸ تا ۲۵ شدیدا حالم خراب بود
دلیلشم مطالعه بسیار زیاد کتابهای فلسفی بود که دیدگاه ۱۸ ساله ی زندگیم رو بهم ریخت
اما خب خوشحالم چون شخصیت محکم و استوارم ساخته شد،
برای بهبود حالم،
عهد کردم دیگه سراغ اون مدل کتابا نرم، البته بعدها که خوب شدم رفتم ولی دیگه قابل کنترل بود،(شما سراغ چیزای آزار دهنده نرو)
برای خودم چالش درست کردم
مثلا خیاطی هیچی بلد نبودم رفتم یاد گرفتم و الان خیلط خیلی حرفه ای شدم و درآمد اصلیم همینه
از قبلش جایزه گذاشتم واسهدخودم گفتم اگر خیاط خوبی بشم، باید برم تبریز ، مهد فرش، قالیبافی رو که از بچگی دوست داشتم یاد بگیرم ، تبریر تا شهر ما هزار کیلومتر راه بود
همین کارم کردم، کلی تجربه و هیجان واسه خودم ایجاد کردم
توی این یکسال دو تا تابلو فرش و قالیچه بافتم
عاااااالی
جایزه ی فرش هم برای خودم، مزوتراپی مو در نظر گرفتم و الان در حال درمانم😅
کلا هر سال از زندگیم رو به یک کار جدید و خاص اختصاص میدم تا زندگیم از یکنواختی و کرختی و افسردگی خالی بشه،
جایزه ی مزو هم،(که البته نیاز به جایزه نداره😅) ولی من کلاس آواز در نظر گرفتم برای سال آینده
مهم ترین کاری که میتونی بکنی این که از اون چیزی که حالت رو بد میکنه صد در صد فاصله بگیری
و خودت رو مشغول هیجان و زیبایی ها کنی
من نابود تر از خودم در افسردگی سراغ نداشتم
اما الان عااااااالی ام
بوترین اتفاق ها در زندگی واسم افتاد اما سریع خودم رو جمع و جور کردم
چون حال درونی و روانیم خوب بود
یاد گرفتم خوب نگهش دارم