خیلی این حرفش من رو به فکر فرو برد. گفتم من عمداً نمیخواستم با اینها صمیمی نشم، بلکه فشار کاری و دوری راه باعث این اتفاق شد و من رو از یک آبرو ریزی بزرگ در یک محیط کار حرفه ای دور کرد.
اینم بگم که در پروژه های بعدی دیگه پژوهشگاه این دوستان رو دعوت نکرد و فقط من دوباره دعوت به همکاری شدم و گفتند به من که اونها آدم های حرفه ای نبودند، خودشون هم با هم مشکل دارند، ما این وسط نمی تونیم اعتماد کنیم به اینها.
حالا که دستاورد این دوری و عدم صمیمیت رو دیدم، میخوام آگاهانه از این روش استفاده کنم.
پس شما هم نگران نباشید که از دیگران دور میمونید و به اونها خوش میگذره. کنتاکت در روابط صمیمی خیلی بالاست.
اون هم به دلایل بیخود و غیرمنطقی.
مثلا دوتا جاری با هم خیلی خوبن، میرن و میان و همه چیزو به هم میگن. دو تاشون هم آدم های نرمال و سالمی هستند. همه حرفهاشونم برای هم تعریف میکنن.
فقط کافیه یکی یک جایی بره و یادش بره به اون یکی بگه و فرد دیگه ای خبر به گوششون برسونه.
قیامت از اینجا شروع میشه. اون جاری دیگه فکر میکنه این نامرده، موذی هست، ببین دیگه چی از من قایم کرده و هزار ناراحتی و بی محلی و این روشو برگردونه، اون تحویل نگیره و بعد دعوا بزرگ و بزرگ تر میشه.
اما اینها اگر جاری سومی داشته باشند که فقط در حد سلام و علیک باشه با اینها، اون عزیز میشه. چون ازش توقع ندارن همه چیزش رو بگه، پس چیزی رو هم نگه سوء تفاهم ایجاد نمیشه. از آخر هم همه میگن درست صمیمی نیست، اما نامرد هم نیست. درست صمیمی نیست، اما دروغگو هم نیست، درسته صمیمی نیست، اما دو به هم زن هم نیست و ....