2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394830 بازدید | 1784 پست
درکت میکنم عزیزم. اما بازی خوردی. بد هم بازی خوردی. اسیر بازی جاری هات شدی. چون خوب بازی میکنی، ا ...

اصلا دیگه حتی دوست ندارم حال شوهرمو بپرسم از صبح رفته نمیدونم کجاست ته دلم ارامش ندارم.ولی به خودم گفتم دیگه کاری به کارش ندارم دیگه هیچ وقت بهش زنگ نمیزنم تا جویای احوالش بشم.

ممنون بانو آرتمیس جان من الان با خوندن این تاپیک میفهمم چقدددر پراشتباه بودم توی زندگیم. راستش همش ...

افرادی که کم حرفند اصولا حافظه شنیداری قوی دارند روکلماتتون دقت کنید شمایه عمر قراره کنارایشون زندگی کنید نبایدافراد روباقضاوت شمابشناسند وباعینک شماببینند

بگردید درموردمسائل مختلف باب صحبت روبازکنید غیرازخانوادتون  مثل اخبارروز فیلم وبه نحوی ببینید چه چیزایی دوست داره هموناحرفای مشترک می شه

همسرمنم اوائل کم حرف بود الان درموردمحل کارش همه مسائل پیش اومده روتعریف می کنه


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همه عزیزان.با اجازه ی همه.....

پیرو صحبت های دقیق بانو آرتمیس درباره رفتار شهرزاد و شیرین....الان که دقت میکنم در فیلم مختار رفتار دو همسر مختار  هم همین اتفاق میفته.

ببینید مختار با بانو عمره چقدر احترام میذاره و اعتماد داره و مدیریت امور کاخ رو بهش داده.اما وقتی با ناریه حرف میزنه بهش میگه دست از این اخلاق زنانه ات بردار.....(به قول بانو آرتمیس عزیزم قسمت زنانه رو داره اما به جا استفاده نمیکنه)اما بانو عمره،دلبری داره و در عین حال سیاست و پختگی

سلام!

ارشدم که تموم شد و اومدم ولایتمون 

از دست دنیا و آدماش و دفاع و پایان نامه خون گریه میکردم دنبال کار نرفتم گفتم باید ازدواج کنم..

گفتم خب من این همه سال درس خوندم که یه شغل بدست بیارم ولی برای زندگی مشترکم هیچ آموزشی ندیدم باید بشینم بخونم 

پیج ها و کتابها و سایتارو زیر و رو کردم..

هر کلمه ی جدیدی میدیدم، مخصوصا اینجا میرفتم سرچ میکردم و در موردش و اصل موضوع میخوندم 

تمام این مواردو که گفتین من دارم کم و بیش اجرا میکنم شخصیت شهرزاد برام قابل توجه بود و ازش یاد گرفتم/ 

ولی خب به اون درجه ای که میخوام نرسیدم چون فکر میکنم اینارو باید بذارم برای بعد ازدواج

حالا(که اشتباه فکر میکنم)

خوشحالم که قبل از ازدواجم دارم یاد میگیرم ازتون 

ولی بنظر من اگه بتونید از همون اول روز دیدار آقای داماد تو خواستگاری بگید و مثال عینی از خودتون، خیلی بهتره مثلا همین فاصله هارو من چجوری رعایت کنم از اول؟

درسته همتون ازدواج کردین ولی خیلیا مثل من هنوز شروع نکردن یا اول راهن

از طرفی هم گفتن از اول مثل یادگیری الفبا میمونه اون نکاتی که دوستان اینجا مشکل دارنو متوجه میشن کجاهارو باید چی میگفتن و چیکار میکردن با گذشته خودشون مقایسه میکنن


خیلی حرفا هست که بگم از تجربیات خودم حالا سر فرصت میام و براتون میگم/بیشتر میخونم تا تایپ کنم/ راستی تو این هفته سه تا چیز جالب یاد گرفتم 

شفای زنانگی دکتر شیری،فیلم زیر سقف دودی و کتاب مثل مردان فکر کن مثل زنان رفتار کن(ربطی به موضوع بحثتون نداره ولی عالی بود سه تاش)

خسته نباشید همگی

مثالاتونم عالیه بیشتر بگید^^

:)
سلام بانوجان. خوشحالم از اینکه ایده ها و افکارتون را در قالب تاپیکی جدید در اختیار افراد مشتاق قرار ...

من چندین بارشاهداین متن سازی مادرشوهرها بودم بخصوص وقتی پسرها مجردند وهنوزواردزندگی مشترک نشدند ودرجمع خانواده حضوردارند صحبت ها میره سمت عروس اینده وباشوخی وجدی به کرات گفته می شه که بعدها که متاهل شدی چیکارکن وچیکارنکن یابعدازمتاهلی مقایسه هایی درخفا می کنند پسرفلانی چیکارکرد یاعروس فلانی چیکارکرد یادامادم بامادرش چطور رفتارمی کنه وبااب وتاب این چیزارومی گند وغیرمستقیم تلقین می کنندهرانچه روکه دوست دارند

من چندین بارشاهداین متن سازی مادرشوهرها بودم بخصوص وقتی پسرها مجردند وهنوزواردزندگی مشترک نشدند ودرج ...


عزیزم میتونی برای مشکل من راهکار بدی؟ با توجه به تجربت هر چی به ذهنت میرسه. ممنونم

از دریا آموختم غرق کنم کسی را که از حدش گذشت......!!
سلام بانوجان. خوشحالم از اینکه ایده ها و افکارتون را در قالب تاپیکی جدید در اختیار افراد مشتاق قرار ...

خواهرعزیزم باتوجه به تجربه شخصی خودم واموزه های بانوبه نظرم شماهم ازهمون روش خودشون استفاده کن یعنی متن سازی وباهمون شیوه خیلی ملایم حرفایی که دوست داری درقالب دیگران بزن مثلا یکی ازاقوام ماسطح توقع بالایی ازاطرافیان داره هروقت من باهاش هم صحبت میشم میگه فلانی دعوتم کرده گفته خیلی دلم برات تنگ شده روزی چندبارزنگ می زنه احوالم رومی پرسه ونگرانم می شه ومثلا یه فرددیگه ای رومثال می زنه می گه بچش بهم گفته باید بیایی خونمون شایداین کروناسالها ادامه داشته باشه نمی شه که شماخونه مانیایید وخلاصه بااین داستانا اززبون من می خواست حرف دربیاره که تعارفش کنم بیاد خونمون درواقع هیچکدوم این چیزایی که تعریف می کرد من مطمئنم واقعیت نداره  همه اینارو بهم میبافه تابه هدفش برسه مثلا سالهای قبل ازاوائل اسفند زنگ می زد به من ومی پرسید برنامه تعطیلات نوروزتون چیه می خواست برنامه ریزی کنه تعطیلات یه جوری تلپ بشندخونه ما بعدشروع می کرددلم هوای بچه ها روکرده

انقددلم می خوادببینمتون شمابیایید خونه ما تامن بگم نه شمابیاییدخونه ما تاتوهوابزنه وخلاصه به هدفش برسه به قول بانو مابه کسی کاری نداریم دلیل نمی شه کسیم به ماکاری نداشته باشه بعضیاکاردارند وبابرنامه ریزی برامون جلو میاند وبازبه قول بانوباید گرگ شناس بود بعضیامیخوان بارشون روروی دوش دیگران بندازند والا مهمون حبیب خداست

سلام به بانو آرتمیس و دوستان. من چند روزه تاپیک هاتون رو پیدا کردم و در حال مطالعه هستم.

من سه ماه پیش پسرمو تو ۲۹ هفته از دست دادم. این شرایط باعث شد یکم درونگرا بشم. برخلاف سالهای قبل که از بچگی تشویق شده بودم به بگو و بخند و صمیمیت..

حالا از یک طرف دلم می تپه برای بچه دار شدن و دکترم هم گفته به خاطر اندومتریوز زودتر اقدام کن. 

با همسرم خیلی صمیمی هستیم و هم رو دوست داریم. هر دومون هم شاغل هستیم و هیج مشکل مالی نداریم. ۹ سال هم از ازدواجمون میگذره. 

دفعه قبل هنوز همسرم راضی به بچه دار شدن نبود و میگفت زوده. اما به خاطر حرف دکتر قبول کرد. حالا هم دوباره میگه ما آمادگی نداریم و پایان نامه خودش و چیزای دیگه ای رو بهانه میکنه. من هم هرچقدر از دلم و علاقه م به بچه دار شدن و همینطور اینکه بهت کمک میکنم تو پایان نامه و .. میگم اون بیشتر گارد میگیره. 

تو این چند روز که با شما اشنا شدم خیلی احساس خوبی دارم. به خصوص با ممنوعیت صمیمیت در محیط کار، با خانواده همسر و دوست داشتن خودم.. اما در مورد این مساله بچه دار شدن از هر دری وارد شدم نتیجه عکس داره. از یک طرف حق منه که بچه بخوام بعد از این همه سال و‌نگرانی هام منطقی هستند. از طرفی اون هم حق داره که انتخاب کنه پدر بشه یا نه و اینکه دفعه قبل که باردار بودم و اون از ته دل راضی نبود برام سخت بود و نتیجه ش هم خوب نبود..

نمیدونم باید صمیمیت با همسرم رو هم کم کنم؟ یا کلا بیخیال بچه بشم؟ واقعا سردرگم هستم. ممنون میشم اگه وقت کردید راهنمایی کنید 

براتون بهترین ها رو آرزو دارم 

گفت آسان گیر برخود کارها کز روی طبع ‌/ سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
عزیزم میتونی برای مشکل من راهکار بدی؟ با توجه به تجربت هر چی به ذهنت میرسه. ممنونم

به نظرم اول شوهرت روبیارتوتیم خودت واعتمادش روجلب کن براروزهای تعطیلتون برنامه قبلی بریز ازچندباریه بارش روتومهمونیاشرکت کن  نبودت توجمعشون وصمیمی نبودنت روباهدایا وسوغاتیهایی به مناسبت جبران کن اوناهم باید عادت کنند به سبک زندگی شما

به نظرم اول شوهرت روبیارتوتیم خودت واعتمادش روجلب کن براروزهای تعطیلتون برنامه قبلی بریز ازچندباریه ...

باهمون شیوه متن سازی روشوهرت کارکن بهش حس تامین بده واینکه حامی شماباشه وگاردش روبشکنه

دوستان دقت کردین وقتی کنار کسی هستیم که کم حرفه چقدر معذبیم؟؟؟ دوس داریم زودتر جابه جا بشیم و نمونیم ...

سلام دوستان. طناز جان این نکته ای که گفتی واقعاً درست هست.

همه ما کنار افراد کم حرف معذب هستیم. و دوست داریم سریع جامون رو عوض کنیم.

آدم کم حرف یک انرژی میده به دیگران: من حالم با خودم خوبه، نیازی به معاشرت با تو ندارم.

برای همین ما انرژی شو میگیریم و سریع دور میشیم ازش.

چی از این بهتر؟

ما هم همینو می خواهیم که مردم آزارها و افراد سمی و ناسالم بدون هیچ دردسری از ما دور بشن.

با افرادی که دوست داریم معاشرت کنیم که این کار رو نمی کنیم.

یک نکته ی دیگه هم این هست که ما آدم ها همیشه درونمون ترس از نپذیرفته شدن داریم.

برای همین قبل حرف زدن و صمیمی شدن آدم هارو مزه می کنیم که مطمئن بشیم پس مون نمی زنند.

بعد که خیالمون راحت میشه، میگیم، می خندیم، سوال می کنیم، دخالت می کنیم.

اما امان از وقتی که میبینیم کسی بهمون رو نمیده و اهل صمیمی شدن نیست.

سریع می کشیم کنار و در زدن هر حرفی با اون، صد بار زبونمون رو دور دهنمون می چرخونیم تا با بازخورد بدی مواجه نشیم.

پس جوری رفتار کنید در مقابله با افراد سمی که مجبور بشن در حرف زدن با شما، صد بار زبونشون رو دور دهنشون بچرخونن.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

من سالها می دیدم مادرشوهرم به یکی ازجاریام توجه واحترام بیشتری می ذاشت همیشه برام سوال بود که چرا

البته جاریم تاحدودی زبونبازبود ولی همیشه ذهنم متوجش بود که چرا؟ چندین سال بعد متوجه شدم دلیلش چیه

اینکه برادرشوهرم ازطرف محل کاربابت حق پدرومادرکمکهایی می گرفته وبه اونامیداده خیلی چیزاومراودات پشت پرده روماخبرنداریم ولی ادما قیمتی دارند بعضیا مادی هستندبعضیا ازاحترام وزبون چرب ونرم خوششون میاد

سلام بانوجان. خوشحالم از اینکه ایده ها و افکارتون را در قالب تاپیکی جدید در اختیار افراد مشتاق قرار ...

سلام عزیزم. این جمله ات خیلی جالب بود:من اون آدمی که میخوان نیستم متاسفانه!

میشه این جمله رو جور دیگه هم گفت که به جای اینکه روحیه ات تضعیف بشه از منظر قدرت وارد بشی: خوشبختانه من آدمی هستم که خودم دوست دارم!

مشکلت رو دقیقاً خودت گفتی. چون ازشون حرف زدی با حرفهات خودت رو دور نشون دادی و رفتارت هم اینو نشون میده. مادر همسرت هم با ظرافت انگشت گذاشته روی پاشنه ی آشیلت.

حالا انگشت گذاشتن اون زیاد مهم نیست. این خاصیت آدم های مغرض هست. ما خودمون وقتی انگشت میگذاریم روی نقطه ی ضعفمون اون بده.

سریع دست خودمون رو، رو می کنیم: من ناراحت شدم، چرا خواهرت اینجوری گفت؟ چرا مادرت فلان کرد؟ اینهارو که میگید، روز تلافی هم همسرتون جلوتون می ایسته.

نگید، عمل کنید. مادر همسرتون بد اخلاقی کرد؟ همسرتون هیچ کار براتون نمیکنه. من بهتون قول میدم. چون اون ها از قوانین ما خانم ها و مکر و حیله های زنانه هیچی نمیدونن. اونی که غر میزنه، اون بده هست و مشکل زا.

امروز بهتون حرف خوبی نزدن، دفعه ی دیگه محلشون ندید، هم کلامشون نشید.

به همسرتون بگید میام، اما یک بهانه جور کنید و نرید.

رفتید به همون روش زنانه ای که اذیت میکنن، تلافی کنید.

خیلی خشک و سرد و بی احساس حرف بزنید.محبتتون رو قطع کنید.

هر کاری در تلافی انجام بدید، جز اینکه کاری کنید که همسرتون بره توی جبهه اونها.

اصلاً ذهن همسرتون رو درگیر خودتون و زندگی و بچه هاتون کنید. باهاشون حرف بزنید، از چیزهای دیگه تا مدام توی فکر خانواده شون نباشن. از اون فکر درشون بیارید.

اگر اونها مکر می کنند، دست بالای دست بسیار است. زیاد هم از کارهای جاری و خانم های دیگه بهشون نگید، نگذارید دستتون رو بخونن. شخصاً جبران کنید.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز