2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 394830 بازدید | 1784 پست
دوستان در پست بالا گفتم همسرم خیلی دوست  داره من را وارد بازی صمیمیت با مادر و خواهرش کنه... و ...

اعتمادش رو جلب کن. بعضی وقتها اگر کاری کردن که خوشحالت کنن بگو به همسرت.

و مدام بگو بابا از این حرفها زیاده بین عروس و مادر پسر، من که به این کارها کار ندارم و همه رو دوست دارم.

بگذار حساس نشه حتی در صورت بدگویی اونها.

باید اعتماد از دست رفته رو به دست بیاریم همگی.

از این به بعد غیبت از جاری و مادر و خواهر همسرتون ممنوعه تو خونه.

گاهی حرفهایی بزنید که انگار همه چی تموم شده و همه رو بخشیدید.

خودتون رو به عنوان یک خانم کینه ای و حساس و زودرنج نشون ندید.

البته سعی کنید در دراز مدت به این مرحله برسید که واقعا مهم نباشه براتون.

و این به دست نمیاد جز با عدم صمیمیت و دوری.

یکم عقب بشینید تا درد دیگه ای بهتون اضافه نکنن و فرصت کنید قبلی ها التیام ببخشید.

کرونا خیلی فرصت خوبی برای دور شدن هست، داریم بدبختی و سختی شو می کشیم، منفعتش رو هم ببریم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
سلام به بانوي عزيز و همهي دوستاي گلم در رابطه با غيبت كردن ( من از تاپيك قبلي دارم روش كار مي كنم) ...

مرسی از دوستانی که راهکارهای عملی میدن به همدیگه.

همیشه تلاش کنیم بخشی از جواب های این دنیا باشیم.

نه بخشی از سوال ها و گره های کور.

هیچی قشنگ تر از این نیست که هم بگیریم و هم بدیم.

همه ما تجربیات ارزشمندی داریم و دستاوردهایی که می تونیم با هم شریک بشیم و هم رو رشد بدیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


آرتمیس جان و سایردوستان عزیز و با تجربه لطفا  درباره میزان صمیمیت و رابطه توی فضای مجازی با خا ...

من به شخصه از همه شون اومدم بیرون، چون اعصابم نمیکشه رفتارهای دیگران رو در این محیط ها ببینم. پیام هایی که مخاطبشون تو هستی و عقده هایی که اونجا باز میکنن تا تو رو اذیت کنند.

گروه میزنن، شمارو بدون اجازه اد میکنن و پیام های معنادار میدن برای آزار.

ما هم میمونیم توی اون گروه.

خودآزاری بیشتر از این سراغ دارید؟

در راستای اینستا هم همه من رو دنبال کردن، اما من نه، چون تعداد خیلی کمی رو فالو دارم و همه از بزرگان هستند.

روزی هم که لزوم عدم صمیمیت رو درک کردم و این تاپیک رو زدم، پیجم رو خصوصی کردم و کاری. دیگه ثبت خاطرات و از زندگیم چیزی ندارم.

به نظرم ثبت خاطرات (حتی خاطرات کاری و تحصیلی) کار زیاد صحیحی نیست. مردم ما میان اینستا و مارو فالو میکنن تا از زندگی ما بدونن. پس من اجازه نمیدم با دست خودم خوراک فکری بدم دستشون.

پیجم رو تبدیل کردم به تولید محتوا در زمینه ی تخصصی خودم. کاربرد صحیح کاربران اینستاگرام باید تولید محتوا باشه. یا نشون دادن کارها و محصولات برای فروش، با کپشن مرتبط با اون محصول یا ایده، نه شعر و آهنگ و اینها ...

البته این نظر شخصی من هست و نحوه ی برخورد من با فضای مجازی که یکی از دوستان دوست داشت بدونه.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
من به شخصه از همه شون اومدم بیرون، چون اعصابم نمیکشه رفتارهای دیگران رو در این محیط ها ببینم. پیام ه ...

چه عالی 👍

من اینستا دو تا پیج دارم ، یکی خانوادگی که همه فالو‌داریم و هیچ فعالیتی ندارم توش‌، گاهی سلیقه ای پستهای تولدشونو تبریک می گم 

و یه پیج مخفی‌😁 طور دیگه که همه پیجهایی که دوست دارمو‌فالو‌کردم نه افراد خانواده ها 

خلاصه اینستا رو اینجور مدیریت کردم‌

گروه فامیلی هم اومدم بیرون 

ولی بیشتر مد نظرم استاتوسهای واتس آپ هستش 

واقعا نمیدونم  اینهمه چیه ملت میذارن ؟ نگاه کنیم‌و‌جواب بدیم ؟ ندیم ؟ چه کنیم آخه 

رفتار درست چیه ؟ خودم ماهی شاید یدونه عکس از بچه ام بذارم که کوچیکه ولی بقیه مدام فیلم و عکس و نصیحتو و مناسباتشون ... 

چه باید بکنیم ؟ 

زندگی ، لیلی ست ؛ مجنونانه باید زیست ❣
خواهرعزیزم باتوجه به تجربه شخصی خودم واموزه های بانوبه نظرم شماهم ازهمون روش خودشون استفاده کن یعنی ...

احسنت عزیزم  دقیقا یکی از خواهر شوهرای منم دقیقا اینجوره منتهی با شدت بیشتر . وقتی یک ساعت پیششم دیگه حالم بهم میخوره اینقد از چند نفر که مد نظرشه تعریف میکنه و صد البته از خوبی های متقابل خودش . واقعا خیلی زشته کسی بیاد خونت و مدام بگی فلانی اومد فلان چیزو برامون اورد کلی گوشت اورد برنج اورد مرغ اورد لباس برا بچه هام خرید فلان ظرفو برام خرید مثلا یه سری که ما شیرینی بردیم دفعه بعدش گفت ما همه میدونن شیرینی هر کی بیاره ضرر میشه دیگه برامون کادو میارن به جای شیرینی و.... متاسفانه من بیشتر اوقات تو تله ش میفتم 😔حالا دوست عزیز شما چکار کردی در مقابلش ؟ راهش چیه ؟ عکس العمل چی باشه؟

چند وقت پیش مادر شوهرم چند روز اومد خونه دخترش اصصصلا به ما زنگ نزدن خبری ازشون نبود من خودم  شب اول رفتم بهش سر زدم و خوش اومد گویی اخه یه شهر دیگه ایم شب سوم به مادرش زنگ زدم دعوت کردم رفته بودن تفریح منم برنامه بیرون داشتم بدون مشورت با همسرم کنسل کردم به مادش زنگ زدم گفت میام وقتی اومد یک کلمه با من و دخترم صحبت نکرد سر سنگین بود همش میگفت خدا منو بکشه بچه های دخترم دوست داشتن باشن و... اول خودمو زدم اونوری ولی دیدم فایده نداره کم اوردم متاسفانه زنگ زدم بهشون اومدن بعد شروع کرد به صحبت کردن و خندیدن . از خودم بدم میاد که همیشه کوتاه میام . ولی شوهرم باهاشون سنگین بود 

من سالها می دیدم مادرشوهرم به یکی ازجاریام توجه واحترام بیشتری می ذاشت همیشه برام سوال بود که چرا ا ...

خونواده شوهر من مادین ☹😁 البته بازم میگم همه چی شانسیه بخدا . ما که هر چیم میکنیم مادرش میگه شما باید شکایتتون کنن تا یه چیزی برا کسی بیارید😑ولی بقیه سالی یه بارم ببرن کلی میگشون و قربون صدقه میره

بانو جان متاسفانه خونواده شوهر منم از اول منو نخواستن بعد از ده سال هنوزم نمیخوان و نتونستن بپذیرنم اگه هم احترامی بذلرن زورکیه و فیلمه .هرررر کاریم کردم قبولم کنن ولی نمیشه که نمیشه همیشه بقیه رو بهتر از من میدونن حتی یه بار یکیشون تو دعوا گفت ما فقط دو تا عروس داریم یکی فلانی و یکی فلانی اونوقت یکیشون عروس دخترشونه هاااا نه عروس خودشون . و گفت تو خودتو به پسرمون تحمیل کردی ما تورو نخواستیم 

احسنت عزیزم  دقیقا یکی از خواهر شوهرای منم دقیقا اینجوره منتهی با شدت بیشتر . وقتی یک ساعت پیشش ...

من فقط کاره خودم رومی کنم وازوقتی متوجه شدم روچه منظوری این حرفا رومی زنه حرفاش رو گوش می دم ولی هیچ اهمیتی نداره برام چی می گی به مشت چرت وپرت ارزش فکر کردن نداره

چند وقت پیش مادر شوهرم چند روز اومد خونه دخترش اصصصلا به ما زنگ نزدن خبری ازشون نبود من خودم  ش ...

خب عزيزم خودت بايد در جواب مي گفتي شما كه تازه پيش هم بودين يا مي گفتي آخي چقدر اين ميزان دوست داشتن خوبه، خيلي خوبه نوه و مادربزرگ اين قدر وابسته باشن، منم به مادر بزرگم خيلي وابسته بودم، قشنگگ خودتو مي زدي به اون راه ، آخرشم ميگفتي حالا دوباره فردا همديگرو مي بينيد

واجعل قلبی واثقا بما عندک
خونواده شوهر من مادین ☹😁 البته بازم میگم همه چی شانسیه بخدا . ما که هر چیم میکنیم مادرش میگه شما با ...

کلا مادرشوهرابعضی بچه هاشون روبیشتر دوست دارند کاری به رفتارشمانداره حالا یاخواهرشوهر یابرادرشوهر وقتی اون عزیزه بالتبع همسر وفرزندش هم عزیزتر شمااینموارد دنبال دلیلی  ازطرف خودتون نباشید

بانو جان متاسفانه خونواده شوهر منم از اول منو نخواستن بعد از ده سال هنوزم نمیخوان و نتونستن بپذیرنم ...

ببين عزيزم بازم خودت بهشون رو دادي كه اين طوري گستاخانه باهات حرف مي زنن، من بهت پيشنهاد مي كنم حتما حتما تاپيك من خودم را دوست دارم بانو رو بخون و وقت بگذار براش ، تو تاپيك قبلي بانو گفتن براتون مهم نباشه كه دوستتون ندارن همين كه احترام بگذارن كافيه خودت خودتو دوست داشته باش ، زياد تو جمعاشون نشين وقتي اينطورين، بيشتر پيش شوهرت باش ، باهاشون حرف نزن اون كسي كه اون حرفو بهت زده آدم سمي زندگيته، با خوندن تاپيك دوستت دارم راه كار مقابله باهاش رو ياد بگير

واجعل قلبی واثقا بما عندک
خونواده شوهر من مادین ☹😁 البته بازم میگم همه چی شانسیه بخدا . ما که هر چیم میکنیم مادرش میگه شما با ...

چون راه كنترل شما رو به دست آورده مي دونه با گله گذاري جواب مي گيره ، رفتاري كه فكر مي كني درسته انجام بده نگذار با رفتارش اون چيزي كه مي خواد رو به دست بياره

واجعل قلبی واثقا بما عندک

بچه ها با توجه به بحث هاي اخير من اومدم چند تا مثال بزنم خانم هاي اطراف ما همه با سياست هستن خب ما هم بايد از پس خودمون بربيايم، مثلا مادرهمسر من خيلي متن سازي مي كنه منم ازش ياد گرفتم مثلا ي بار بهشون گفتم مامانم اومد خونمون اين قدر بچه ها اذيت كردن گفت از اين به بعد تو بيا و با اين وضعيتي كه داري حالا حالاها كسي نبايد بياد خونتون

يا مثلا عمه همسرم زنگ مي زنه مي گه دلم براي بچه ها تنگ شده من هم ميگم بچه ها هم حوصلشون سر رفته حالا آخر هفته ميريم خونه ي مادربزرگشون شما هم بياين، سريع بحث رو عوض كنيد

مثلا حوصله نداريد تند تند زنگ بزنيد خونه مادر همسرتون ولي ايشون توقع داره ، وقتي زنگ زد دير جواب بديد بگيد مثلا داشتم سرويس ميشستم يا بيشتر اوقات بچه ها با هم دعوا مي كنن وقتي زنگ مي زنه خودش زود قطع مي كنه و تو دلش مي گه بيچاره اين عروس با بچه هاش، نگذاريد فكر كنن خيلي بي كاريد

دوست نداريد تند تند بريد خونه مادر همسرتون ولي اصراررررررررر زياد مي كنن خب حالا كه رفتيد با روي خوش بريد ولي من خودم بچه ها كه ميرن اذيتش مي كنن زياد كنترل نمي كنم و خودم رو زياد اذيت نمي كنم تا وقتي كه مي خواهيم بريم كاملا اعصابش خرد شده باشه و ديگه به همون مقدار اندازه قانع باشه و اگه يك كم دير رفتيد بگيد بچه ها اذيت مي كنن نمي گذارن ظهرها خوب استراحت كنيد و...


واجعل قلبی واثقا بما عندک
خب عزيزم خودت بايد در جواب مي گفتي شما كه تازه پيش هم بودين يا مي گفتي آخي چقدر اين ميزان دوست داشتن ...

اخه منطورش این بود بهشون بگو بیان منم گفتم اره دختر منم خیلی میگفت مادر جون بیاد یا برم پیش مادجون ولی سکوت میکرد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بالش طبی

phoebejoon | 9 ثانیه پیش

ناشناس💛

verdigris | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز