من تو زندگی با شوهرم همیشه ناراحتم همش دارم مسئولیت های مردونه اونو انجام میدم تازه بااین وجود قدر نشناسه و کتک میزنه تو دعواها ناگفته نمونه منم جوابش میدم
هیچ وقت به فکر زندگی بهتر ساختن نیست در حدی کار میکنه که خرج خورد و خوراکمون بده تازه همونم من در حد خیلی معمولی ازش میخوام
پا به پاش کار کردم براش چیزایی ساختم که از همه جلو تر باشه
از لحاظ خانوادگی خیلی ازش سرم و از لحاظ قیافه م من بهترم ولی اون همش ی مدته چاق شدم میزنه تو چشمم
خودش میدونه و مطمعنه و بارها گفته من لیاقت خیلی بهتر از اون رو دارم
چندین بار کتک زده هی قهر کردم برگشتم بعد دیگه جوری شده ک اصلا پشیمون نمیشه و الان یک ماهه خونمون هستم
من با همه ی این وجود که حتی وقتی هم که باشه خوشحال نیستم دلم از اینکه پشیمون نیست گرفته
ولی خب شاید خدا داره کمکم میکنه تا ازش راحتتر کنده بشم
ولی جدایی خیلی سختمه