2777
2789
یه دختر ۱۴ ساله تاپیک زده بود که عاشق پسر عموش شده پسر عموش پیام داده بهش گفته ماه عشق بعد گفته من ن ...

نه دیگه اصل کاریو نگفتی انبااااااری

مَشــــتی....اگه خواستـــی یڪی رو قضاوت کنی...آروم تو دلِـــــت بگو...مـــَــگه خــودم کیَـم؟!!

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ولی من یه چیزی یاد گرفتم

تاالان فکرمیکردم میگن یتیم یسیر دیدم درستش یتیم واسیره😂😂😂

ماه عشق ممنون ازت

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
انباری چی شد 😃😃😃😃😃😃

یاسین دختر رو برده توی انباری گفته به کسی نگو که من و نادر چیکار میکردیم اینم وقتی داشته میومدع بیرون از انباری بره پیش مامانش که صداش می‌زده یاسین بهش گفته پس تو هم از همونایی

فقط اونجا ک بوی عطر و تیپ یاسینو تو لباس فرم مدرسه توصیف کرد😐😐😐

بچه مدرسه ای اونم پسر از مدرسه میاد بو پشکل میده والا😂😂😂

مَشــــتی....اگه خواستـــی یڪی رو قضاوت کنی...آروم تو دلِـــــت بگو...مـــَــگه خــودم کیَـم؟!!
از بس خندیدم ماه عشق 😘

خدانکشتت😂😂😂😂😂

تا حالا به برگه های کاغذی دفترتون توجه کردین ...!؟ظاهر آرومی داره و بی خطر به نظر میاداما وقتی به دستت کشیده میشه و دستتو میبره سوزش وحشتناکی داره ...خیلی از آدم ها هم همینن مثل برگه های کاغذ یک دفتر آروم و بی خطر به  نظر میان ...اما یه جایی که انتظارشو نداری جوری بهت زخم میزنن که علاوه بر شوکه شدن !زخمش سوزش عمیقی تو قلبت ایجاد میکنه و سالیان سال فراموشت نمیشه ...حواسمون به آروم های پرخطر زندگیمون باشه 

انباری حکم مکان و داشته واسشون یاسین عمو جانی بوده استارتر الکسیس و پسر عموی یاسینم همون مرده ای که میاد در خونه رو میزنه میگه لوله فاضلابتون خرابه گفتن بیام درستش کنم بعد خودشم وارد کار میشه متاسفانه اسمشو بلد نیستم در کل داستان اموزنده ای بود نتیجه اخلاقی خوبی داشت

یاسین و نادر همش تو انباری خونه ماه عشق تنهایی خوش میگذروندن

دروغ بود بابا

صداش کردن بیا بعد جلوی چشمش با هم دکتربازی کردن بعد که خواهرش اومده ساکت شدن!

تازه بعدشم رفته به مامانش گفته...  


ترجمه‌ی متون فنی به نفع خیریه       ***به دلایلی نمیتونم درخواست دوستی قبول کنم. ببخشید دوستای عزیزم***
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

اپل ایدیم🥲

luna_moon | 55 ثانیه پیش
2791
2779
2792