2777
2789
یاسین و نادر؟ استارتر دختر بود؟ فقط من منحرفم ایا😐

اره دختر بود

یاسین ونادر پسر عموهاش بودن

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یاسین و نادر؟ استارتر دختر بود؟ فقط من منحرفم ایا😐

استارتر دختر بود ولی نادر ویاسین چیکار کردن باهم که دختره نباید به مامانش می‌گفت و نفهمیدیم 😂😂

خوب من سوال پرسیدم ماه عشق چی بوده اینا تو ریپلای کردی  سللم ای ماه عشق و خداحافظ ماه عشق ،منم ...

😂😂😂😂

جریانش مفصله

دختره عاشق پسرعموش شده و ی جا تو چت خدافظی کردن پسرعموئه گفته خدافظ ای ماه عاشق 

منم قفلی زدم روش😐😂

تا حالا به برگه های کاغذی دفترتون توجه کردین ...!؟ظاهر آرومی داره و بی خطر به نظر میاداما وقتی به دستت کشیده میشه و دستتو میبره سوزش وحشتناکی داره ...خیلی از آدم ها هم همینن مثل برگه های کاغذ یک دفتر آروم و بی خطر به  نظر میان ...اما یه جایی که انتظارشو نداری جوری بهت زخم میزنن که علاوه بر شوکه شدن !زخمش سوزش عمیقی تو قلبت ایجاد میکنه و سالیان سال فراموشت نمیشه ...حواسمون به آروم های پرخطر زندگیمون باشه 
بازی خرکی که پیتزا فروش جوین میشه تو گزوه

من؟ شیب؟ بام؟

نادر؟ یاسین؟ پیتزافروش؟ عمو جانی؟ لباس پرستار؟

ترجمه‌ی متون فنی به نفع خیریه       ***به دلایلی نمیتونم درخواست دوستی قبول کنم. ببخشید دوستای عزیزم***
اونام مستعار بود  من فقط فهمیدم یه دختر ۱۴ساله وجود داره و یه پسر عموی کلاس نهمی😐

کانال تلم داشت

اونوقت من سن گاو اصغراقا رو دارم هنو بلد نیستم ثابت کنم ربات نیستم😂😂😂

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
بوس یادت رفت😘🖐

وااااییییی جزیاتشو خوب یادت مونده ها شیطون😂😂😂😂😂

تا حالا به برگه های کاغذی دفترتون توجه کردین ...!؟ظاهر آرومی داره و بی خطر به نظر میاداما وقتی به دستت کشیده میشه و دستتو میبره سوزش وحشتناکی داره ...خیلی از آدم ها هم همینن مثل برگه های کاغذ یک دفتر آروم و بی خطر به  نظر میان ...اما یه جایی که انتظارشو نداری جوری بهت زخم میزنن که علاوه بر شوکه شدن !زخمش سوزش عمیقی تو قلبت ایجاد میکنه و سالیان سال فراموشت نمیشه ...حواسمون به آروم های پرخطر زندگیمون باشه 
کانال تلم داشت اونوقت من سن گاو اصغراقا رو دارم هنو بلد نیستم ثابت کنم ربات نیستم😂😂😂

وای😂😂😂😂😂😂

ترجمه‌ی متون فنی به نفع خیریه       ***به دلایلی نمیتونم درخواست دوستی قبول کنم. ببخشید دوستای عزیزم***
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792